
فروغ جاوید: نمایی اجمالی از مبانی عرفانی و اجتماعی علامه آیةاللَه حاج سیّد محمد حسین حسینی طهرانی قدّس الـله سرّه
نمایی اجمالی از مبانی عرفانی و اجتماعی حضرت علامه آیت اللَه حاج سیّد محمد حسین حسنی طهرانی قدّس الـله سرّه
فروغ جاوید: نمایی اجمالی از مبانی عرفانی و اجتماعی علامه آیةاللَه حاج سیّد محمد حسین حسینی طهرانی قدّس الـله سرّه
5بیهیچ شک و شبههای علاّمه طهرانی در سنین سی و چهل سالگی، با علاّمه طهرانی در سنین شصت و هفتاد، تفاوت و اختلاف جدّی دارد؛ و برای شناخت و شناساندن او باید شخصیّت و شاکلۀ وجودی او را در سنین اواخر عمر مورد تحقیق و تأمّل قرار داد.
و از جمله مواردی که میتوان به اختلاف دیدگاه ایشان از نقطه نظر معرفت و اشراف نورانی با سایر افراد از اهل علم و اطّلاع اشاره نمود، مسئلۀ ترور و اغتیال است که ایشان به شدّت مخالفت میفرمودند و بارها در مجالس خویش به این قضیّه اشاره داشتند و میفرمودند:
در اسلام ترور وجود ندارد، و در این باره حدیثی است معروف که میفرماید: «الإسلامُ قیّدَ الفَتک؛ اسلام ترور را برداشته و حذف نموده است.» و به همین علّت بوده است که جناب مسلم بن عقیل سلام اللَه علیه نمایندۀ صاحب ولایت حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام اقدام به ترور عبیداللَه بن زیاد ـ لعنه اللَه ـ ننمود و او را در منزل هانی بن عروه به قتل نرساند؛ زیرا نمایندۀ امام معصوم علیه السّلام به واسطۀ اتّصال نفس و اشراف معصوم بر او، کاری را که بر خلاف اراده و رضای معصوم است انجام نمیدهد.
و بر این اساس بوده که مرحوم علاّمه طهرانی معتقد بودند به اعتقاد جزم و حتم که متصدّی و مسئول در حکومت حتماً باید متّصل به مصدر ولایت و مرتبط به امام معصوم علیه السّلام باشد، که در این صورت است هرچه از گفتار و رفتار او ظهور و بروز مییابد از همان سرچشمه و منبع نشئت خواهد گرفت و پدیدار خواهد شد.
در مکتب تشیّع، سیاست و حکومت بر اساس إشراف بر حقائق حوادث و جریانات عالم از منظر شهود ـ که زاییده و اثر اتصال به صُقع ربوبی و ذات پروردگار و اطّلاع بر عالم غیب است ـ شکل میگیرد. و در اینصورت است که سیاستهای پیچیدۀ استعمار و نقشههای مزوّرانه و دلفریب شیاطین، و مکر و حیلههای تغییر دهندۀ افکار و نفوس، و مسموعات و مکتوبات و جلوههای مکّارانه و گولزننده و فریبدهندۀ دشمنان اسلام، ابداً و ابداً نمیتواند ذرّهای در تصمیم و اراده و عزم برخاسته از شهود و احساس یقینی به حقّالیقین متصدّی زعامت و حکومت خللی وارد نمایند، و ذهن و فکر او را هر روز و هر ساعت از تصمیمی به تصمیم دیگر و از ارادهای به میل و رغبت دیگر برگردانند. و لذا تفکّر یک عارف هیچگاه معلول پدیدهها و حوادث سیاسی و اجتماعی نخواهد بود، بلکه سیاست باید خود معلول و زاییدۀ إشراف باطنی و ولایت او بر قضایا و حوادث باشد.
