اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رجحان تفریق صَلَوات یومیّه

16٬560
فقه و اصول

این رساله مقاله‌ای است که حضرت آیة اللَه حاج سیّد محمّد محسن حسینی طهرانی قدّس اللَه سرّه دربارۀ رجحان تفریق صَلَوات یومیّه بر اساس مبانی حضرت علاّمه طهرانی ـ رضوان اللَه علیه ـ و بسیاری از عرفاء و علماء جلیل القدر به رشته تحریر درآوردند.

رجحان تفریق صَلَوات یومیّه

11
  • ترجیحِ اقامۀ نماز در اول وقت، نسبت به وقت مشترک

  •  بناءً‌علی‌هذا طبق روایات و سنن مأثوره از کتب اهل سنّت و نیز احادیث وارده از ائمّۀ معصومین علیهم السّلام شکی باقی نمی‌ماند خواندن نماز در اوّل وقت هرکدام قطعاً افضل از وقت مشترک بین آن دو می‌باشد، و جمیع فقهاء ـ رضوان اللَه علیهم ـ بر این مطلب در کتب خود اقرار و اعتراف نموده‌اند.

  •  بلی در صورت اداء آن در وقت مشترک مُجزی و کفایت از وجوب خواهد کرد، لیکن مسئله اینجاست چرا و به چه علّت این سنّت مسلّمه از زمان رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم و در طول تاریخ حیات ائمّه معصومین علیهم السّلام از میان جماعت شیعه رخت بربسته و به کلّی نَسیاً‌مَنسیًّا گشته به‌نحوی که اگر فردی بخواهد به این سنّت عمل کند فعل او خلاف سیرۀ مستمرّه و عادت متعارفه تلقّی گشته و چه‌بسا مورد اتّهام و تأسّی به اهل‌سنّت و جماعت واقع گردد؟!1 ولی در میان عامّه به‌طور مُتقَن و محکم رائج و دارج می‌باشد، و خود این مسئله موجب طعن و ایراد بر مذهب و مکتب حقّ اهل بیت علیهم السّلام گردد؟! آیا نباید برای این مسئله فکر و چاره‌ای اندیشید و سنن متداوله معمولة‌ٌ‌بها در شیعه منطبق بر موازین حقّه و منزّلۀ مِن عندِ اللَه و مَعمولۀ نزد اهل‌بیت عصمت و لواداران شریعت محمّدیه قرار گیرد؟

  •  امید است به‌لطف و عنایت پروردگار توفیق قیام به سنن قطعیّه و تأسّی به منهج و ممشای لواداران مکتب تشیّع شامل همۀ شیعیان و پیروان اهل بیت علیهم السّلام گردد. آمین.

  • جمعه ٢٥ جمادی الثانی ١٤٢٧ قم المقدسّة

  • سیّد محمّدمحسن حسینی طهرانی2

    1. مهر فروزان، ص 91:
      «یکی دیگر از مسائل و جریاناتی که موجب شد بسیاری از علمای طهران با ایشان [= مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه] به مخالفت برخیزند، تفریق بین صلاتَین ظهر و عصر در ماه مبارک رمضان بود.
      در روایات مستفیضه، بلکه متواتره وارد است که مستحب است بین صلوات یومیّه تفریق انداخت؛ و هر نمازی را در وقت مختصّ به خود و هنگام فضیلت آن به‌جای آورد. و جمع بین صلوات گرچه در بعضی از روایات آمده است، ولی صرفاً دالّ بر مشروعیّت آن است، نه استحسان و فضیلت. و متأسّفانه امروزه قاطبۀ شیعه عمل به آن را متروک، و خود را از این فضیلت عظما محروم نموده‌اند؛ در مقابلْ عامّه و اهل‌سنّت که اکیداً آن را رعایت می‌نمایند و هر نمازی را در وقت فضیلت خود به‌جای می‌آورند، و همواره بر شیعه در کیفیّت انجام فرائض معترض می‌باشند و حق هم در این مورد با آنهاست؛ گرچه در قول به وجوب افتراق راه خطا پیموده‌اند و جواز جمع در نزد شیعه مسلّم می‌باشد.
      ایشان [= مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه] در یکی از سنوات بعد از اقامۀ فریضۀ ظهر، چند دقیقه‌ای به بیان مسائل شرعیّه پرداخته، آن‌گاه خود مباشرتاً به وعظ می‌پرداختند. منبر ایشان بیش از یک ساعت به طول می‌انجامید. آن‌گاه از منبر پایین آمده و نماز عصر را به جماعت به‌جای می‌آوردند. و چون این روش مخالف با طریقۀ ائمۀ جماعات بود، لذا کم‌کم زمزمه‌هایی در مخالفت با این سنّت سنیّه و دستور اکید اسلامی برخاست.
      ایشان می‌فرمودند:
      روزی به زیارت حضرت عبدالعظیم حسنی سلام اللَه علیه مشرّف شده بودم. پس از اداء نماز تحیّت، یکی از معمّمین آمد و پهلوی من نشست و گفت: ”آقا شنیده‌ام شما بین نماز ظهر و عصر تفرقه می‌اندازید؟“ گفتم: ”بله!“ گفت: ”آقا این عمل بدعت است.“ گفتم: ”آیا شما سواد فارسی دارید؟!“ آن معمّم بسیار ناراحت شد و گفت: ”این چه سؤالی است؟!“ گفتم: ”کتاب جامع عبّاسیِ شیخ بهایی را بردارید و مطالعه کنید؛ در آنجا این مسئله را متعرّض شده‌اند!“*
      عجبا از این همه جهالت، که سنّت اکیدۀ رسول خدا و ائمۀ هدی را بدعت و ضلالت می‌شمرند!»
      * جامع عبّاسی، ص ١١٥:
      «و تأخیر نماز اوّل وقت به‌غایت مکروه است، مگر در چند جا که تأخیر نماز از اوّل وقت سنّت است؛ و از آن جمله دوازده جا که مشهورتر است مذکور می‌سازیم:
      اول: تأخیر نمازِ خفتن [= عشاء] تا وقتی که سرخی مغرب برطرف شود؛ و بعضی از مجتهدین این تأخیر را واجب می‌دانند.
      دوم: تأخیر نماز ظهر در بلادی که هوا به‌غایت گرم می‌شود تا وقتی که گرمی هوا کمتر شود.
      سوم: تأخیر نماز عصر تا وقتی که سایه که بعد از زوال حادث شده، مساویِ شاخص شود... .»
    2. مطلع انوار، ج 1، ص 87، تعلیقه.
/ 260