
اعمال ماه رمضان و اهمیت آن
و سیرۀ ائمه و اولیاء الهی در این ماه
اعمال ماه رمضان و اهمیت آن
13اگر پیغمبر دارای نفس نبود، [دیگر] مقامات نداشت. این شیطانی هم که پروردگار علیّ اعلی او را ایجاد کرده، یک نمونه و ظهوری [از آن را] در همۀ نفوس قرار داده، برای پیغمبر هم بود، ولی پیغمبر این شیطان را سرکوب و تسلیم امر خودش کرد. پیغمبر نفس دارد و از نفس حُسن استفاده میکند، نه سوء استفاده. اما اگر انسان عنان شیطان را رها کرد و خودش را بهدست شیطان سپرد، خودش تسلیم شیطان شد، اینجا کار خراب است.
تجلّیات خدا فقط در سایۀ آرامش نفس
بنابراین راهِ سیر و سلوک برای آرامش نفس است؛ که تجلیات خدا فقط در سایۀ آرامش نفس است: ﴿أَلا بِذِكرِ اللَهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ﴾؛1 «فقط با یاد خدا دل آرام میگیرد.» همۀ موجودات کون و مکان انسان را به خودشان دعوت میکنند، و هر موجودی انسان را در تمریج و تشویش و اضطراب و خاطرههای نگرانکننده و مضطربکننده و ناراحتکننده میاندازد، و بعضی اوقات خواطر انسان را وادار نموده و بهسمت خود میکشند. فقط با ذکر خدا قلب آرام میگیرد و تمام اینها به خاک نسیان سپرده میشود. نه خاطرهای، نه فکری، نه خیالی، هیچِ هیچ؛ چون قلب به ذکر خدا آرام گرفته وآن آلودگیهای نفس هم پایین ریخته و متحجّر شده، و این بهواسطۀ سکوت است. لذا یکی از دستورات سکوت است.
حالا چقدر انسان سکوت بکند؟ این فرق میکند؛ در منازل و مراحل مختلف فرق میکند. در اوّل برای سالک میگویند: از زوائد باید سکوت اختیار کند؛ نه اینکه تنها از غیبت و دروغ و از این حرفها. از حرفهای عادی هم که انسان میزند ولی نه فایدۀ دنیوی دارد نه اخروی، باید دوری کند، انسان باید یک قفلی به دهانش بزند و حرف زیادی نزند.
فرض کنید انسان میرود در فلان مجلس، یک ساعت صحبت میکند و خودش را سرگرم میکند، بعد بلند میشود و میگوید: من چه گفتم؟! این حرفها چه بود و چه نتیجهای داشت؟! نتیجۀ دنیوی داشت؟! اخروی داشت؟! روح مرا بالا برد؟! به من صفا داد؟! برای صلاح من بود؟! نه! گعده، شبنشینی، روزنشینی و اختلاطکردن و وقتگذرانی! میگویند ما خستهایم مثلاً برویم در آنجا وقتگذرانی کنیم. این صحبتها قلب را سیاه و تاریک میکند، قساوت میآورد. لازم نیست که حتماً یک جملات محَرَّمی باشد، انسان باید از بعضی چیزهای مباح که لاطائل و بدون فایده است، خودداری کند، و کلید هم باید دست خود انسان باشد. انسان بایستی اول فکر کند که چه میخواهد بگوید، بعد بگوید؛ نه اینکه اول بگوید، بعد فکر کند آیا این حرفی که زدم درست بود، یا درست نبود! سالک باید صددرصد کنترل زبانش دست خودش باشد، هر حرفی که میخواهد بزند، ببیند این حرف اصلاً صحیح است یا نه؟ چه فایدهای بر آن مترتّب است؟ این کنترل اعم است از اینکه گفتار باشد یا مسموعات؛ چیزهایی را که انسان میشنود هم برای قلب تمریج میآورد. انسان نباید همه چیز را بشنود. چیزهایی را باید بشنود که برایش فایده دارد.
- سوره الرّعد (13) آيۀ 28.
