
اعمال ماه رمضان و اهمیت آن
و سیرۀ ائمه و اولیاء الهی در این ماه
اعمال ماه رمضان و اهمیت آن
14امیرالمؤمنین علیهالسّلام در وصف متّقین میفرمایند:
و وَقَفوا أَسماعَهُم عَلی العِلمِ النّافِعِ لَهُم.1
«مردمان متّقی کسانی هستند که گوشهای خود را برای علمی که برای آنها نفع دارد قرار میدهند.»
علوم و اخبار در دنیا زیاد است؛ انسان باید ببیند کدام آنها به درد میخورد، بهدنبال آن برود.
بنابراین مجالس، محافل، جمعیتها، سخنرانیها، تماشاها همه برای انسان حکم مسموعات را دارد. انسان باید فکر خودش را بکند که از اینها کدام را برای خودم انتخاب کنم، ولو آنکه آنها هم مطالب حق باشد و باطل نباشد، ولی به چه درد ما میخورد؟!
لزوم انس با خانواده و اختلاط با آنها
انس با عیالات و نشستن و اختلاطکردن با آنها لازم است و جزء گفتار زیاد نیست، مگر اینکه کنترل زبان از دست برود. مثلاً شما میخواهید با اهلبیتتان بنشینید و صحبت کنید، اینجا دیگر زبان را کنترل نکنید، هرچه میخواهید با هم بیان کنید؛ البته آن هم حدی دارد. با بچهتان میخواهید انس بگیرید، میخواهید بروید از بقال یک چیزی بخرید، خب باید زبان باز کنید؛ اما اگر آن بقّال خواست شما را معطل کند، مثلاً [بگوید]: «آقا، امروز هوا سرد است، امروز هوا گرم است، باران نیامده...» [انسان] سکوت میکند و میرود.
انسان رفته در مسجد نشسته، یک نفر میآید پهلوی او، [اگر گفت] «سلام علیکم»، [در پاسخ بگوید] «علیکم السّلام»؛ همین. دیگر چرا انسان با او اختلاط کند؟! آخر اینها افرادی هستند که دارای نفس ملکوتی نیستند و مال همین عالم طبیعتاند و در تمام ذهنشان افکار دنیایی است. تا پیش انسان مینشینند، شروع میکنند از یکجا صحبتکردن که «آقا امروز جنس گران است؛ چرا اینطور شد؟! آن چرا آنطور شد؟!» چون ذهن خودشان مشوب و آلوده و مضطرب است، آن اضطراب و تشویش را از راه زبان به فکر مستمع [نیز] القاء میکنند؛ همان تشویشی که او پیدا میکند، انسان هم پیدا میکند. «سلامٌ علیکم»، «علیکم السّلام»؛ «حال شما چطور است؟»، «الحمد للّه»، همین! دیگر تجاوز نکند. بالأخص افرادی که خدای ناکرده، قلبشان قسی و نفسشان سنگین باشد، خیلی سالک را خسته و اذیت میکنند. انسان وقتی میبیند که با یکی بهاندازۀ پنج دقیقه صحبت میکند، مثل یک کوهی بر سرِ انسان است؛ ولی بعضی نه، نفسشان پاک و لطیف و خوب است، انسان یک ساعت هم با آنها صحبت کند خستگی نمیآورد.2
- نهج البلاغة (عبده)، ج 2، ص 160.
- آیین رستگاری، ص 131 تا 139.
