
اعمال ماه رمضان و اهمیت آن
و سیرۀ ائمه و اولیاء الهی در این ماه
اعمال ماه رمضان و اهمیت آن
17چهارم: عزلت
عزلت یعنی سالک از بَدان و اشرار و نفوس خبیث و غیر اهلاللَه میبُرد و در حالت دوری درمیآید. معنای عزلت این نیست که انسان برود در کوه و در غار زندگی کند، یا درِ خانه را روی خودش ببندد؛ [بلکه] عزلت و دوری نفس است از آن میکروبها و هوای وباییو فضای افکارِ آلوده، که خواهینخواهی هرکس در آن فضا باشد به آن میکروب آلوده میشود. یعنی انسان خود را واکسینه کند و کنار بیاید، بعد آنوقت است که کار خودش را میکند.
در مقابلِ این، معاشرت با خوبان، اولیاء خدا، با هرکسی که دردِ خدا دارد، فکر خدا دارد، یک «اللَه» از روی اخلاص میگوید، خوب و لازم است، آدم را تقویت میکند و نیرو میدهد. سالک احتیاج به رفیق دارد و نمیتواند بهتنهایی سلوک کند. حتماً بایستی همدمی در اوقات خستگی داشته باشد که با همدیگر ملاقات کنند، با همدیگر قرآن بخوانند، شعرها را معنا کنند، نهجالبلاغه را معنا کنند، یا از خدا بگویند، از احوالات عرفاء و بزرگان و اهل یقین و صدّیقین، او برای این تعریف میکند، این برای او تعریف کند؛ این نشاط میآورد.
اما اگر سالک رفیق نداشته باشد خسته میشود؛ مثل اینکه انسان میخواهد بیابانی را طی کند، درست است [که بالاخره] بیابان هم طی میشود، ولی با خستگی طی میشود؛ اما اگر انسان با یک رفیق همدل صحبت کند، این بیابان طولانی بهآسانی و خوشی طی میشود.
بنابراین یکی از دستورات این است که انسان از افرادی که به دردش نمیخورند، روحش را آلوده میکنند، صحبتهای آنان موجب تزلزل و اضطراب و ناراحتی انسان میشود، [به او] اشکال و ایراد میکنند که «چرا آن کار را نکردی؟! مثلاً کاش این کار را میکردی [که] صَمصامالسّلطنه شده بودی! شما آقای دکتر هستید و باید در دنیا نامه بدهید!» انسان باید از آنها فاصله بگیرد و فاتحۀ این حرفها را بخواند؛ چون اینها فقط آدم را به پندار گرایش میدهند و از عالم وحدت و نور خدایی پایین میآورند و به همین جاها گرفتار میکنند.1
- آیین رستگاری، ص 142.
