اعمال و معارف توحیدی ماه ذیالحجه در آثار حضرت علامه آیتالله سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی جایگاهی ویژه دارد. در این نوشتار، از ویژگیهای دهۀ نخست ذیالحجه و جذبه موسوی در اربعین حضرت موسی علیهالسلام تا اهمیت مراقبه، محاسبۀ سالانه، صمت، جوع، سهر، عزلت و دوام ذکر توضیح داده میشود. سپس اعمال مهم این ماه همچون نماز دهۀ اول، روزههای مؤکد، اذکار توحیدیۀ موسویّه و شرح عمیق «لا إله إلا اللَه» در سراسر عالم بیان میگردد. بخش مهم دیگر، تبیین دعای عرفه، حقیقت توجه به عنایت الهی، مسیر تربیت روحی و کیفیت صحیح قرائت دعاست. در ادامه، اعمال شب و روز عرفه، عید قربان، اسرار قربانی و نیز عید غدیر با شرح معارف ولایت، فضیلت روزه و ثواب اعمال آن بررسی میشود.
اعمال ماه ذی الحجه و سفارشات اولیای الهی دربارۀ آن
19لا إلهَ إلاّ اللَه، الحَمدُ لِله، الحَمدُ لِله علیٰ ما هَدانا و لَهُ الشّکر علیٰ ما أولانا!1 «خدایا، ما تو را شکر میکنیم که چنین توفیقی به ما دادی و امسال ما را زنده نگه داشتی تا ماه رمضان را پشت سر گذاشتیم و کسب یک پدیدۀ روحی کردیم و این حال برای ما پیدا شد!»
و باید به بیابان برویم و رو به خاک بگذاریم و باید پا برهنه برویم و عبا را تا کمر بگذاریم و [شلوار را هم تا نصف ساق پا] بالا بزنیم، همانطور که حضرت امام رضا علیهالسّلام برای نماز رفتند، که سنّت رسول خدا بود.2 انسان باید اینطور به حال شکستگی برود و شکرانۀ این موهبتی را که خدا در یک دوران ماه رمضان، بلکه در یک سال بر انسان کرده است و این نتیجه را در روز عید فطر به انسان میدهد، انسان بهجا بیاورد و این واقعاً برای انسان عید است.
وقتی که شخصی شاگرد مدرسه است و در دوران سال درس میخواند، عیدش این است که ورقۀ قبولی به او بدهند؛ اما اگر مردود شود و پدرش برایش مثلاً یک کت و شلوار یک میلیونی بخرد، یا تمام زر و زینتهای دنیا را به او بدهد، به چه درد او میخورد؟! عید او قبولی اوست ولو با لباس پاره و کهنه باشد! اگر در مدرسه شاگرد اول شود این برایش عید است، اگر قبول شود این برایش عید است؛ اما اگر مردود شود و او شیرینی بخورد و سوت بکشد، این برای او چه عیدی است؟!
علّت جعل عید قربان به عنوان عید
عید اسلام، هم چنین عیدی است، عید فطر است، عید قربان است! همۀ مردم از نقاط مختلف حرکت میکنند و به منا میروند و امروز قربانی میکنند؛ هرکس در شهر و وطن خود یک درجه و مقداری از تعلّقات به زن و بچه و کسبوکار و تجارت دارد و در اثر این سفر از همۀ آن تعلّقات دست برمیدارد و سر و پای برهنه به سراغ خدا میرود و میگوید: «لَبّیکَ اللَهمّ لَبّیک!» زنها که بهترین نقطۀ بدنشان همان صورتشان است، باید آن را باز بگذارند،3 و پایشان را هم برهنه کنند،4 و این در آنجا شرافتی نیست و نباید کسی به کسی شرافتی بفروشد! و در مقابل، مردها هم که بهترین نقطۀ شرفشان سرشان است و به تاج و عِمامه و کلاه و سایر چیزها مُکلَّل میکنند و از سرما و گرما حفظ میکنند، آنها هم شاه باشند یا وزیر باشند فرقی نمیکند و باید سربرهنه5 و پابرهنه6 بشوند و بگویند: «اللَهمّ لَبّیک!» اگر مردی چیزی سرش بگذارد گناه کرده است، و اگر زنی روی خودش را بپوشاند گناه کرده است!
- مصباح المتهجّد، ج 2، ص 649.
- الکافی، ج ١، ص ٤٨٩.
- وسائل الشّیعة، ج ١٢، ص ٤٩٣.
- همان، ص ٥٠٠.
- همان، ص ٥٠٥.
- همان، ص ٥٠٠.

