
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
29تمام دنیا یک حرفی را بزند، او میایستد و میگوید: مطلب این است. عارف این است؛ او که دیگر امام العارفین است! درعینحال مقتضای جنبه امامت و ولایت، رعایت حال دیگران هم هست؛ یعنی در همان حال که عمر سعد با او معارضه میکند، ولی امام رعایت او را هم میکند، رعایت شمر و یزید را هم میکند، و در همان موقعی که این قضایا یکییکی اتّفاق میافتد و بچهاش را جلوی دستش میزنند، به تمام دنیا و عالم مُلک و ملکوت توجّه دارد و هیچ غافل از سایر مسائل نیست، و از اینکه الآن در فلان کوه مورچهای باید دانۀ گندمش را بردارد و زندگیش را بکُند، غافل نیست و در روز عاشورا و در همان موقع آنجا را هم نگاه میکند! ما امام را شوخی گرفتهایم! شوخی است؟ آنچه که به ما گفتند، شوخی بوده است!1
نمونه هشتم: دیدگاه باطنی عرفا نسبت به وقایع عاشورا
اولیای الهی در قضیّۀ عاشورا به این جنبه سیدالشهدا علیه السّلام نگاه میکنند، نه صرفاً به تیر خوردن! او نگاه میکند به اینکه سیدالشهدا در کجا این خون را به بالا میریزد و در چه عالمی این مسئله را انجام میدهد، و نگاه میکند به آن حالت عشق و توجّه و به آن حالتی که این حقایق و مسائل دارد. چون قضیّه، یک قضیّهای است! خب من این قضیّه را میخوانم، شما و دیگران این قضیّه را میخوانید؛ ولی اهل نکته، نکته را مییابند که در پی قضیّهای که در اینجا نقل شده است، چه بوده است.
آقای حدّاد در روز عاشورا به این مسائل توجّه داشت. اشاره اولیای الهی و مرحوم آقا ـ رضوان اللَه علیه ـ در روز عاشورا و آن قضایا و وقایع به این مسائل بود، نهاینکه حالا شمر آمده و سر سیدالشهدا را بریده است. مگر سیدالشهدا فوقش چقدر اذیّت شد؟ بریده شدن سر خیلی اذیّت است و مسئله آسان نیست، ولی بالأخره ده دقیقه، یک ربع است، چند دقیقهبعد دیگر تمام میشود؛ بالأخره این ناراحتی که إلی الأبد نمیماند. یا وقتی به انسان تیر میخورد، خُب خیلی ناراحت میشود، خون میآید، پاره میشود و...، ولی بالأخره یک روز بخیه و پانسمان میکنند و این جوش میخورد و تمام میشود. صحبت در ارتباط با آن حال و هوایی است که سیدالشهدا در روز عاشورا در آن حال و هوا بوده است؛ این مسئله مورد نظرِ اولیای الهی بوده است و ما باید نسبت به این نکته خیلی توجّه کنیم. لذا باید به یکیک صحبتها و کارهای سیدالشهدا نگاه کنیم؛ به کیفیت ارتباطش با زن و بچهاش نگاه کنیم و توجّه کنیم حضرت به آنها چه گفته است، در کجا گریه کرده، در کجا خنده کرده، کجا این را استمالت کرده، او را دلجویی کرده، به این قوّت قلب داده و در کجا تصرّف کرده است؛ اینها مسئله است!
- نفحات انس، ص ٦٣.
