
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
7مکتب سیدالشهدا مکتب تعقّل است نه تقلید کورکورانه، مکتب تدبّر است، مکتب آزادی و رشد و انبساط فکر است، مکتب تحقیق و اختیار و انتخاب است، نه چوب و چماق و ضرب و شتم؛ آن مکتب، مکتب أبابکر و عمر و یزید و معاویه است.
مکتب آن حضرت رجوع به عقل و فطرت و وجدان است، بیرون آمدن از وادی جهالت و ضلالت و جمود و خشکمغزی است. مکتبی است که تمام جهات وجودی و حیثیات ظاهری و باطنی، روحی و نفسی، دنیوی و اخروی انسان را در برمیگیرد. در این مکتب فقط آنچه مطرح است و از آن دفاع میشود توحید است و بس. در این مکتب فقط خدا وجود دارد و غیر او باطل است. احساسات در این مکتب راهی ندارد و نفس در اینجا ارزشی ندارد.
کسانی که میگویند: «در واقعه عاشوراء آنچه که حاکم بود مسئلۀ عشق بود»، اشتباه کردهاند؛ عشق منهای تعقّل یعنی جنون، عشق جدای از مبانی شرع یعنی لاابالیگری و خودکامگی، عشق به دور از موازین و مبانی یعنی هوس و سرکشی. عشقی در مکتب امام حسین ارزش دارد که براساس فهم و ادراک و تشخیص و تعقّل و درایت باشد، نه براساس هویٰ و هوس و غلبه احساسات. در واقعه کربلا اصحاب سیدالشهدا همه عاشق آن حضرت بودند، اما نه عشق مجازی و صوری، و نه عشق احساسی و عاطفی؛ آن عشق ارزشی ندارد و پشیزی به حساب نمیآید.1
جریان آب نخوردن حضرت ابا الفضل در شریعۀ فرات
در جریان(حضرت ابا الفضل) ریختن آب در شط فرات و امساک از آب خوردن، خب این ممکن است که ما تصور کنیم با مبانی عقلی جور درنمیآید!2 شخصی که تشنه است طبعاً برای بقاء و حیات خودش نیاز به آب دارد و این آب را باید بنوشد. حال ایشان که میخواهد آب را هم در راه خدمت به امام مصرف کند و نمیخواهد این آب را بخورد تااینکه زنده بماند، نه! میخواهد این آب را بیاشامد تا اینکه بهتر و بیشتر بتواند از امامش حمایت کند. عقل این را میگوید، اگر ما باشیم چه میکنیم؟!
- اسرار ملکوت، ج ٢، ص: ١٨٤ تا ١٨٦
- شرح فقراتی از دعای افتتاح، ص ١١٤:
بعضی اوقات حکم شرع و حکم فطرت از حکم عقل (البتّه همین عقلهای عادی خودمان، نه عقل واقعی!) مثلاً حضرت ابا الفضل علیه السّلام که رفت در شریعه، عقل میگوید آب بخور، چرا؟! برای اینکه اگر آب بخوری نیرو میگیری و میتوانی از حرم رسول خدا دفاع کنی، از برادرت دفاع کنی؛ آب بخوری یا نخوری، علیکلّتقدیر از نقطهنظر دشمن تفاوتی نیست، ولی اگر آب بخوری نیرو میگیری و بهتر میتوانی دفاع کنی. طبعاً این حکم عقل است. اما حکم وجدان و فطرت در اینجا میگوید آب نخور! برای آن اتّحاد و یگانگی که بین نفس تو و بین نفس مولای تو است که بههیچوجه اجازه نمیدهد تو آب بخوری و او تشنه باشد.
