
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
8ما این کار را میکنیم! با آن عقلی که خدا به ما داده به این کار اقدام میکنیم، آن هم در چنین اوضاع وانفسایی که اصلا تشنگی آنچنان غلبه کرده است که طاقت و رمقی را باقی نگذاشته است. اصلاً در جریان تشنگی و عطش حضرت سیدالشهدا و حضرت ابا الفضل و دیگران مسائلی مطرح میشود و چون انسان به آن مبتلا نشده، ادراکش برای او مشکل است.
آن وقت در چنین شرایطی انسان به آب برسد و آن را نزدیک دهانش بیاورد بعد خالی کند! خب این مسئلهای است و عقل ما چنین چیزی را نمیپذیرد، و یک چنین مطلبی را روی عالم عشق میاندازند، عالم فدا شدن، عالم قربانی شدن، عالم خود را نیست پنداشتن و امثالذلک!
ولی حق مطلب این است که عین عقل است؛ یعنی اگر از یک دریچه نگاه کنید، این عین عقل است و هیچ منافاتی ندارد، منتهی عقل مراتبی دارد، عقل یک بچه و کودک پنج ساله طبعا با عقل یک مرد پنجاه ساله تفاوت میکند. آن قضایایی که یک کودک پنج ساله میتواند توسط عقل کودکانه خود به آنها برسد، با آن مطالبی که یک آدم معمولی پنجاه ساله یا چهل ساله به آن میرسد، طبعا خیلی متفاوت است.
یک عقل هست که میگوید باید آب بخوری تا اینکه رفع عطش کنی، قوا در تو زیاد بشود، سلولها تازه بشوند، قدرت پیدا بکنی و بعد از امامت دفاع کنی، این یک عقل است. و درست هم میگوید و درست هم هست. این یک درجه از عقل است، اما یک درجه بالاتر از آن دیگر مخصوص کسانی است که عقلشان مستنیر به آن انوار تجرد و توحید شده است و قضیّه به آنجا وصل شده و به آنجاها کشیده شده است.
حضرت ابا الفضل العباس اگر در آن شریعۀ فرات آب میخورد باخته بود و تمام بود، چرا؟ چون حضرت ابا الفضل از آن عقل عبور کرده، از آن عقلی که مربوط به ماست رد شده و بالاتر رفته و مجردتر شده و در آن مرتبه عقل بین خود و بین مولای خود دیگر فرقی نمیبیند و میگوید آن که تشنه است، پس من هم باید تشنه باشم، هر وقت او آب خورد، من هم میخورم. تازه هر وقت او آب خورد، فعلاً معلوم نیست ما بخوریم! خب آن در یک درجه دیگر است.
