
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
اهداف برگزاری مجالس عزای سیدالشهدا علیه السّلام
9ولی این که الآن او تشنه باشد و من آب بخورم و دفاع بکنم، این چه دفاعی است؟! صد سال من این دفاع را نخواستم که در آن حالت عطش و تعب و التهاب امام را حس کنم و دلم بیاید که سیراب باشم، این چه سیراب شدنی است؟! این چه سیراب شدنی است که من بخواهم بروم دفاع کنم؟ این دفاع را نخواستم.
اصلاً درحالتیکه آن التهاب مولای خودش را حس میکند، این آب و جرعه را دهانش نمیتواند فرو ببرد. دعا کنیم برای ما هم پیدا بشود تا یک خُرده بفهمیم خدا به آنها چه داده است، یک خردهاش را بفهمیم! آن حقایقی و مسائلی که خدا قسمت آنها کرده، آدم تا حدودی بفهمد. بله! آن درجات را بیخود به شخصی نمیدهند، خیال کردید همینطوری و بیخود به شخصی ابا الفضل العباس میگویند؟! به شخصی قمربنیهاشم میگویند؟!
آن مرتبۀ عقلی که حضرت ابا الفضل در آن مرتبۀ عقلانیت قرار گرفته مانع میشود از اینکه حضرت آب بنوشد، میگوید: دفاع یعنی چه؟! حمایت یعنی چه؟!" اصلاً من نمیتوانم حالی در خود بوجود بیاورم و احساس راحتی کنم درحالتیکه مولای من در التهاب و تعب به سر میبرد. این کجا و آن ادراکات و عقلانیتهای ظاهری و عادی کجا؟! اگر بستر، بستر صحیح باشد انسان به این عقلانیت میرسد، توجه کردید؟! انسان به آن مرتبه از عقلانیتی میرسد که آن عقلانیت راه را به او نشان میدهد، در دو راهیها و شک و شبهه در تمام اینها میآید و راه را نشان میدهد و مسیر صحیح را انتخاب میکند و آنچه که باید و به صلاح هست را انجام میدهد.1
عشق واقعی جدای از مبانی عقل نیست
عشق اصحاب، عشق از روی فهم و بینش بود، عشق از روی موازین و مبانی عقلانی و شرعی بود، عشق به حقیقت نورانی و عظمت مطلقه و نفس قدسی بود، عشق به مبدأ وجود و بهاء اتمّ و مجلای اکمل و اوسع حضرت باری بود؛ این عشق کجا و عشقی که در مجالس و محافل از او دم میزنند کجا؟! عشقی که با اندک تغیّر و تبدّل در توقّعات و انتظارات مبدّل به یأس و ناامیدی و سردی و نفور از معشوق شود کجا، و عشقی که به مولای خود بگوید: «اگر هزار بار مرا قطعه قطعه کنند و باز زنده کنند، دست از تو بر نمیدارم»2 کجا؟! این عشق براساس فهم و یقین و ادراک حقیقت است، و آن عشق براساس جاذبههای توخالی و اعتباری و تبلیغات و اشاعات و امور بیپایه و اساس است. ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا!3 و لذا میبینیم جریان حادثه کربلا از لسان اولیای حقّ به نحو متمایزی از سایر جریانات بیان شده است. امیرالمؤمنین علیه السّلام در ارتباط با این حادثه میفرماید:
- شرح حدیث عنوان بصری، ج ٢٠٩.
- اللَهوف، ص ١٣٠، گوینده این جمله جناب زهیر بن قین ـ رضوان اللَه علیه ـ میباشد.
- جهت اطلاع بیشتر پیرامون عدم فرق بین عقل و عشق در مکتب اولیاء و رابطه آن دو رجوع شود به مهر تابان، ص ١١٨.
