
علت تمایز واقعۀ عاشورا نسبت به سائر وقایع
سِرّ شاخص بودن واقعۀ عاشورا
علت تمایز واقعۀ عاشورا نسبت به سائر وقایع
4همین حر بن یزید که آمد و توبه کرد، اگر خدا دوباره او را زنده میکرد، دوباره میآمد خودش را میکشت و اگر خدا برای بار سوم زنده میکرد، دوباره خودش را میکشت!
آن شبی که امام حسین علیه السّلام در خیمه فرمود: «أَلا وَ إنِّی قَدْ أَذِنْتُ لَکُمْ فَانْطَلِقُوا جَمِیعًا فِی حِلٍّ؛ لَیْسَ عَلَیْکُمْ مِنِّی زِمَامٌ. هَذَا اللَیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلا»1 آقا! از این تاریکی شب استفاده کنید و حرکت کنید. سراغ زن و بچّههای خود بروید و به آنها برسید. فردا ما کشته میشویم. شما هم بروید و زندگیتان را داشته باشید، البته هرکسی که اهل دنیا است، بفرماید! ما هم چراغها را خاموش میکنیم که موقع رفتن از ما خجالت نکشید. «هَذَا اللَیْلُ قَدْ غَشِیَکُمْ فَاتَّخِذُوهُ جَمَلا» تا شب به صبح نشده بگذارید و بروید!
هر کسی بلند شد و حرفی زد؛ زهیر بن قین چه گفت؟! زهیر عرض کرد: «یا ابنرسولاللَه ما یک عمری زندگی کردیم حالا باید سر بزنگاه و رسیدن به نتیجه و مقصود، شما با ما اینطور صحبت کنید؟!»2 من اگر جای زهیر بودم به امام حسین علیه السّلام میگفتم: «امام حسین خودتان را جای ما بگذارید چه میگویی؟! نه، ما این قضاوت را به خود شما واگذار میکنیم؟!»، آدم یک عمری در این دنیا زندگی کند و همان سر بزنگاه، همان سر جایی که خلاصه میخواهند نصیب را بدهند، همانجا امام به انسان بگوید: «برو پی کارت!» همچنین چیزی میشود؟!
مگر امکان دارد که انسان آن وقتی که دیگر به گنج رسیده و کلنگ آخر را که زده و دیگر گنج پیدا شد، این همه زحمت کشیده، این همه رفتن و گشتن و فلان و برویم گنج پیدا کنیم و چه کنیم و حالاکه به گنج رسیده یکدفعه راه خود را بکشد و برگردد؟! این باید خیلی آدم احمقی باشد، خیلی باید فرد نادانی باشد که به این جا رسیده است و برگردد؟!
لذا اینها یکهمچنین مسئلهای را ادراک کردند معرفت پیدا کردند مگر میتوانند دست بردارند؛ لذا به امام حسین عرض میکند: «اگر هفتاد بار، مرا هفتاد بار یا صد بار مرا، یا هزار بار مرا ـ در نظرم نیست ـ بکشند، بسوزانند و خاکسترم را به باد بدهند، دوباره زنده کنند، دوباره دست برنمیدارم»3، چرا؟! چون مطلب را وِجدان کردم و احساس کردم و با تمام وجودم به این مسئله رسیدهام.
- الإرشاد، ج٢، ص ٩١؛ إعلام الوری ج١، ص ٤٥٥؛ مناقب آل أبی طالب علیهم السلام ج٤، ص ٩٨؛ معاد شناسی، ج٢، ص ٤١: «آگاه باشید که من اجازه دادم به شما در رفتن، همۀ شما بروید و من گره بیعت را از شما باز کردم و دیگر تعهّدی بر شما ندارم. اینک شب است، سیاهی آن شما را از أنظار پوشانیده است، از این پوشش استفاده کنید و مانند شتر راهواری شب را برای سلامت خود استخدام کنید.»
- الإرشاد، ج٢، ص ٩٢.
- الإرشاد، ج٢، ص ٩٢؛ وَ قَامَ زُهَیْرُ بْنُ الْقَیْنِ الْبَجَلِیُّ رَحْمَةُ اللَهِ عَلَیْهِ فَقَالَ وَ اللَهِ لَوَدِدْتُ أَنِّی قُتِلْتُ ثُمَّ نُشِرْتُ ثُمَّ قُتِلْتُ حَتَّی أُقْتَلَ هَکَذَا أَلْفَ مَرَّةٍ وَ أَنَّ اللَهَ تَعَالَی یَدْفَعُ بِذَلِکَ الْقَتْلَ عَنْ نَفْسِکَ وَ عَنْ أَنْفُسِ هَؤُلَاءِ الْفِتْیَانِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِکَ.
