اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

علت تمایز واقعۀ عاشورا نسبت به سائر وقایع

سِرّ شاخص بودن واقعۀ عاشورا

0

علت تمایز واقعۀ عاشورا نسبت به سائر وقایع

5
  •  در همان قضیّه افرادی هم بودند که به امام حسین گفتند: «ما با شما هستیم تا وقتی که احساس کنیم که شما غالب هستید، وقتی احساس کنیم که دیگر فایده‌ای ندارد آن موقع می‌رویم!» حضرت فرمودند: «میل خودتان است؛ می‌خواهید بروید یا باشید» لذا اینها اصلاً تا روز عاشورا هم حتی جنگیدند و رفتند و جنگ هم کردند! ولی به شهادت نرسیدند! وقتی دیدند که دیگر فایده‌ای ندارد، نزد امام حسین آمدند و گفتند: «الوعده وفا ما دیشب با هم قرار گذاشتیم، بیعت کردیم تا وقتی فایده داشته باشد، الآن فایده ندارد شما هم از حرفتان دست برنمی‌دارید» حضرت فرمودند: «نه، ما حرفی که زدیم یکی است، دیشب و الآن و سال گذشته ما یکی است، تفاوتی نمی‌کند؛ من که دیشب گفتم من کشته خواهم شد و شهید خواهم شد، شما برو!» او هم خداحافظی کرد و رفت، طرف رفت!1و2

  •  آیا این شخص در روز عاشورا می‌شد کشته بشود یا نه؟! بله می‌شد که کشته شود! بالأخره رفت جنگ کرد، در جنگ هم که نان و حلوا نیست، تیر است و شمشیر است و این شخص را امام حسین در واقعۀ عاشورا زنده نگه می‌دارد! شمشیر می‌خواهد بخورد ردش می‌کند که از آن‌طرف برود. تیر می‌خواهد بیاید ـ تیر هم می‌آمد ـ اما همین که تیر می‌خواهد برسد، از این‌طرف می‌رفت! این کارها را چه کسی می‌کند؟! امام حسین، چون حضرت با او بیعت کرده که تا این حد، چقدر این آدم باید خاسر و بیچاره باشد؟! او خبر ندارد! بنده خدا، تو که الآن شمشیر می‌زنی، آن کسی که در خیمه است تو را نگه داشته، همان او نمی‌گذارد که تو به شهادت برسی! آن وقت بیعت و پیمان می‌بندی چه‌کار می‌کنی؟! امام حسین علیه‌السلام تیر را از این‌طرف این شخص رد می‌کند که به او نرسد.

  •  از آن‌طرف طفل شش ماهه خود را که روی دست می‌آورد، او که از دور برای آمدن نشانه می‌گیرد، حضرت، این تیر را می‌آورد مستقیم صاف به گلوی فرزندش می‌خورد، هر دو را او انجام می‌دهد! البته آن طفل خودش خواست که به شهادت برسد.3

    1. ابومخنف از عبداللَه بن عاصم الفایشی از ضحاک بن عبداللَه مشرقی روایت کرده‌است:
      «وقتی دیدم یاران امام حسین علیه السلام کشته شدند و نوبت خانواده اش فرا رسید و تنها سوید بن عمرو خاتمی و بشیر بن عمرو حضرمی با آنها باقی ماند، به خدمت اباعبداللَه آمدم و گفتم: یابن رسول‌اللَه! یادت هست چه توافقی داشتیم؟ حضرت فرمود: «بله، یادم است، از تو بیعت برمی‌دارم. چگونه از دست این ارتش فرار خواهی کرد؟» ضحاک گفت: من اسب خود را در چادر پنهان کرده‌ام، به همین دلیل پیاده با آنها جنگیده‌ام. پس ضحاک بر اسب خود سوار شد و از میدان جنگ گریخت.
    2. انساب الاشراف للبلاذری، ج ٣ ص ١٩٧؛ تاریخ طبری، ج ٤، ص ٣٣٩.
    3. روح مجرّد، ص ٩٨: حضرت علیّ اصغر علیه السّلام که خود اختیار شهادت نمود و همچون ابراهیم فرزند رسول خدا که خود را فدای امام حسین کرد و حاضر برای ارتحال شد. و این نکته بسیار شایان دقّت است که اطفال نیز دارای روح بزرگ و انتخاب و اختیار وجدانی می‌باشند.؛ امام شناسی، ج ١٥، ص ٣١٨: آنچه برای حقیر امری است یقینی آنکه طفل به اراده و اختیار خود شهادت را گزید، و در برابر ندای پدر لبّیک گفت. و این یکی از اسرار جهان خلقت است که اطفال دارای ادراک و اختیار و قوّه جاذبه و دافعه معنوی می‌باشند. فلهذا این طفلِ رضیع، خود را در مسیر و منهاج پدرش همچون پدرش خود را فدا کرد.