
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
سِرّ معیّت و اتحاد اصحاب با امام حسین علیهالسلام
چگونه در زمره اصحاب سیدالشهداء علیهالسلام قرار بگیریم؟
5ـ چند مرتبه؟
ـ إلی ماشاءاللَه!
ـ آخر من کی رفتم؟! خدایا تو که صادقی و صادقین را دوستداری، من که این کارها را نکردهام، چرا اینها را در اعمال ما نوشتهای؟!
تعجّب میکند! بیچاره خودش مریض و فقیر و مفلوک است، در نامۀ عملش مینویسند: این هزار بنده در راه خدا آزاد کرده است، سفرهها انداخته است، اطعامها کرده است، مسجدها ساخته است! میگویند: آن روز که حرکت میکردی و نگاهت به فقرا افتاد، در دلت دعا نکردی: «ای کاش من داشتم و به تمام اینها انفاق میکردم؟!» همین نیّت آمد و در اینجا برای تو درست کرد که تو هزار بنده را اطعام کردی و هزار بنده را آزاد کردی! اما به شرط اینکه اگر پول به دستش بدهند، این کار را بکند؛ نه مثل بعضی که وقتی ندارند، میگویند: «این کار را میکنیم و آن کار را میکنیم!» اما وقتی که پول در دست آمد، فراموش میکنند! خدا هم سرش کلاه نمیرود، خیلی دقیق است و حسابگر خوبی است! اما اگر واقعاً اینطور باشد که وقتی در مسند کار نیست و میگوید: «اگر من در مسند کار واقع بشوم، چنین خدمت میکنم و چنان خدمت میکنم!» وقتی در مسند کار هم آمد این کار را بکند، و اگر پول دستش آمد همان سفره را بیندازد، همان غلام را آزاد بکند، همان حجّ را برود و همان جهاد را بکند! اگر اینطور بود، تمام اینها در نامۀ عمل او هست!1
کیفیت عدل خداوند در محاسبۀ اعمال انسان
بنابراین ما هیچوقت از خداوند علیّ أعلیٰ گِلِه نداشته باشیم که چرا به ما پول ندادی تا ما خانۀ خدا را بنا کنیم، قبر حضرت سیدالشهدا را بسازیم، قبر امیرالمؤمنین را بسازیم و...! خدا هم صریح جواب ما را میدهد و میگوید: «راست میگویی، همۀ این کارها را کردهای، بیا و به نامۀ عملت نگاه کن! قبر حضرت سیدالشهدا را بنا کردی، حرم امیرالمؤمنین را ساختی، آینهکاری کردی، قرآن چاپ کردی، مسجدها ساختی! اینقدر در نامۀ عملت میریزم که نمیتوانی حسابشان کنی!» اما اگر راست نباشد، میگوید: «واقعاً میخواستی این کار را بکنی یا نه؟» میگویی: «بله!» بعد میآیند و پای امتحان نشانت میدهند که ما راه را برای تو باز کردیم، ولی خودت بستی! گفتی اما عمل نکردی! هنگامی که وسیله و سبب در دست تو نبود، نیّت بود؛ اما وسیله که دادیم، پس زدی!
- المحاسن، ج ١، ص ٢٦١؛ تفسیر القمی، ج ٢، ص ٢٦.
