نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشوراء
3نقد دیدگاه احساسی نسبت به واقعۀ عاشورا
دیدگاه ما نسبت به مصائب ائمه علیهم السّلام و بهخصوص نسبت به قضیّۀ عاشورا یک دیدگاه احساسی است، و این دیدگاه خیلی ضعیف است. ما فقط به سیّدالشّهدا نگاه میکنیم چون به حضرت تیرخورده و این وضعیّت فجیع و واقعاً غیر قابل تصوّر به این نحو و با این کیفیت به وجود آمده است! نگاه ما همیشه نگاه احساسی و عاطفی است. همیشه به ائمه علیهم السّلام از این دیدگاه نگاه میکنیم که امام علیه السّلام چند سال زندان رفته و تبعید شده است، امام علیه السّلام را سَمّ دادند و یا زیر ضربات شمشیر قطعه قطعه کردند؛ اما تا به حال هیچ فکر کردیم: این امام که دارای این مصائب و این مشکلات و گرفتاریها بوده، در قبال این مطلب چه برکات و خیرات و چه عوالمی خدا به او داده است؟
وصول سیّدالشّهدا به مقامی بالاتر از امامت
روایتی راجع به سیّدالشّهدا علیه السّلام هست که «إنّ لَکَ فی الجنّة درجاتٍ لاتنالُها إلّا بِالشّهادة.»1 امام علیه السّلام قبل از جریان عاشورا هم امام بودند. امام ناموس عالم خلقت و حقیقت عالم وجود و منشأ همۀ افاعیل و مفاعیل، هم مؤثِّرات هم متأثِّرات، در عالم کون است. امام مظهر اسماء و صفات کلّیۀ پروردگار است؛ ولی صحبت در اینجاست که مطالب دیگری هم هست که آن مطالب از امامت بالاتر است، که خداوند به سیّدالشّهدا خطاب میکند و میفرماید: «اگر بخواهی ـ با وجود مقام امامت ـ به آنجا برسی باید این راه را بروی!» با وجودی که امام هستی و به مقام عصمت مطلقه رسیدی، با اینوجود یک چیزهای دیگری در چَنْتِهمان داریم که لازمۀ رسیدن به آنها، این است که باید در این مسیر بروی و باید این خصوصیّات طی بشود.2
عدم تأثیر شدّت مصیبت و محنت بر مرتبۀ امامت
افراد امام را فقط در جنبه و چهرۀ مصائب او مینگرند، و امامی برای آنها بیشتر قابل احترام و ارزش است که بر او بیشتر مصیبت و محنت و اذیّت از جانب معاندین و ستمگران وارد شده باشد. سیّدالشّهداء از این جهت بیش از همه مورد اکرام و اعزاز و توجّه است که قضایای عاشوراء بر او وارد شده است، و یا موسیبن جعفر علیهما السّلام از این جهت مجالسش رونق و رواج دارد که سالها در زندان محبوس و مبتلا به انواع ابتلا و اذیّتها و مِحَن بوده است. اما از سایر ائمه علیهم السّلام کمتر سخن به میان میآید و مصائب آنها کمتر مورد توجّه قرار میگیرد؛ و حتّی اگر خود سیّدالشّهداء علیه السّلام به نحو دیگری ارتحال پیدا مینمود و به این مصائب مبتلا نمیگشت، دیگر بازارش آن رونق و رواج را نداشت و متاعی برای عرضه در آن یافت نمیشد.
- الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٥٢؛ بحار الأنوار، ج ٤٤، ص ٣١٣.
- نفحات انس، ص ٦١.

