
اسرار و احکام حج (مجلس دوم)
حج و شرایط استفاده بهتر از این سفر
مطالب این جلسه برای افرادی که عازم بیت الله الحرام بودند، ایراد شده است. که در ادامه به اهمِّ عناوین مباحث مطرح شده در جلسه اشاره میکنیم: 1) تبین جایگاه حج در اسلام و دیدگاه اهل توحید 2) معنای و حقیقت حج ابراهیمی 3) رهایی از جمیع تعلّقات و توجّه به باطن و حقیقت اعمال حج 4) بررسی راههای بهرهمندی بیشتر از سفر معنوی حج 5) تأثیر رعایت آداب زیارت اماکن متبرکۀ مکّه و مدینه 6) حرم پیغمبر منزل واقعی انسان 7) تنظیم برنامه زیارتی با توجه به حال هر شخص. 8) پاسخ به سوالات افراد حاضر در مجلس
اسرار و احکام حج (مجلس دوم)
3یعنی تخلیة السرب که یکی از شرایط حج است به یک نحو دیگری در صحبتهای ایشان مطرح میشد و آمادگی راه [در دیدگاه ایشان] به شکل دیگری بود1 و کأنّه آن جنبۀ ولایی حج و نورانیت حج و آن استیلاء حج بر شرایط وجودی انسان میآمد و غلبه میکرد. و این جهات دستوپاگیر را از میان برمیداشت!
تعبیرات ایشان نسبت به این قضیّه خیلی تعبیرات عمیقی بود. و من یادم است که در یک مجلسی ـ مجلس عقدی بود، و دأب ایشان بر این بود که وقتی عقدی خوانده میشد، راجع به حجّ افراد هم سؤال میکردند؛ که مثلاً پدر عروسخانم یا پدر داماد به حج مشرّف شدهاند یا نه؟ اگر آنها میگفتند مشرّف شدهایم، ایشان حتماً اسم «حاج» را هم هنگام قرائت خطبه میآوردند، و اگر میگفتند به حج مشرّف نشدهایم دعا میکردند که هرچه زودتر این توفیق پیدا شود و از این نعمت محروم نشوند؛ و اگر شخصی متمکّن بود و مشرّف نشده بود، کاملاً آثار ملالت و آثار اکراه در چهرۀ ایشان مشخّص میشد که اصلاً از این شخص بدشان میآمد، و با یک اکراهی عقد این شخصی را که متمکّن بوده اما اهمال کرده و نرفته است را میخواندند و خطبۀ عقد را جاری میکردند! ـ شخصی بود که خیلی هم متمکّن بود، اما گفته بود که من مقلّد فلان آقا ـ یک شخصی از آقایان که فعلاً از دنیا رفته است ـ بودم و ایشان به من اجازه دادهاند که صبر کنم! ایشان عصبانی شدند و گفتند:
ایشان که سهل است، پدر جدّ او هم نمیتواند و یکهمچنین حقی ندارد که این حرف را به شما بزند!
یکمرتبه، خیلی برای ما عجیب بود که در یکهمچنین وضع و یکهمچنین موقعیتی این حرف [را بزنند!] خلاصه خیلی مسئلۀ عجیبی بود. چه کسی یکهمچنین حقی دارد که به شما بگوید حج را انجام ندهید؟! مسئلۀ حج مسئلۀ سادهای نیست و کسی که متمتّع از انجام فریضۀ حج است نباید صبر کند تا اسم بنویسد و طبق همان شرایط عادی [منتظر بماند! بلکه] اگر صد ملیون هم [نیاز باشد که] بدهد باید بدهد و به حج برود! مسئله، مسئلۀ سهلی نیست که بخواهد انجام بدهد. مگر اینکه نتواند و یا برای او میسور نباشد که با شرایط غیرعادی ـ از همین وسایل ظاهری ـ به حج مشرّف شود.
- جهت اطلاع بر دیدگاه مؤلّف رضوان اللَه علیه راجع به تخلیة السرب، رجوع شود به نرمافزار آوای ملکوت، درس خارج فقه (حج) جلسات ٥ و ٦.
