اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آیا عرفان وتصوف یکی هستند؟

رابطه عرفان و تصوف

0

آیا عرفان و تصوف دو مفهوم کاملاً جدا از هم هستند یا یکی هستند؟ هدف نهایی عرفان و تصوف چیست؟ آیا عرفان و تصوف تنها به دنبال شناخت نظری خداوند هستند یا به عمل و سلوک نیز تاکید دارند؟ چه ویژگی‌هایی را برای تشخیص عرفای و متصوفه واقعی از مدعیان می توانیم مطرح کنیم؟ بزرگترین خطر در مسیر عرفان و تصوف چیست؟ آیا عرفان و تصوف با شریعت در تضاد هستند یا مکمل یکدیگرند؟ چرا برخی افراد عرفان و تصوف را در مقابل شریعت قرار می‌دهند؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر ورشن دهد.

آیا عرفان وتصوف یکی هستند؟

3
  • به علمايى كه پيوسته به نوشتن كتب ظاهرى و بحث‌هاى بلاطائل و مفصّل اصول فقه مى‌پرداختند و بالنّتيجه دستشان از معرفت تهى مى‌ماند، خرده مى‌گرفت و در نزد شاگردان خود اين طريقه را تقبيح مى‌نمود.

  • و هم‌چنين با دراويش و متصوّفه‌اى كه به ظاهر شرع اهمّيت نمى‌دهند، سخت در معارضه و نبرد بود و مى‌فرمود:

  • «سلوك راه خدا با عدم اعتناى به شريعت كه نفس راه و طريق است، جمع ميان متضادّين و يا متناقضين است».

  • خودش به‌قدرى در اتيان مستحبّات و ترك مكروهات ساعى و كوشا بود كه در نجف اشرف در اين امر ضرب‌المثل بود؛ به‌طورى‌كه بعضى از معاندين و كورچشمانى كه قدرت تابش اين نور و حقيقت را نداشتند و هميشه در حوزه‌ها و بالأخص در نجف هم كم و بيش يافت مى‌شوند و لانه مى‌نمايند و تا بتوانند به‌واسطه اتّهامات مى‌خواهند چهره حقيقى عارفى جليل و انسانى وارسته را مسخ كنند، مى‌گفتند:

  • «اين درجه زهد و عبادت و التزام به مستحبّات و ترك مكروهات قاضى براى گول زدن عامّه و شبهه در طريق است، وگرنه وى يك صوفى است كه به هيچ چيز معتقد نيست و ملتزم نيست»!!

  • روزى در مجلسى عظيم كه بسيارى از مراجع و علماى فقه و حديث، از جمله مرحوم آيةالله آقا سيّد ابوالحسن اصفهانى و آقا ضياءالدّين عراقى و غيرهما بودند و كلام در ميانشان ردّ و بدل بود، مرحوم قاضى با صداى بلند به‌طورى‌كه همه بشنوند فرمودند: «نِعمَ الرّجُلُ أن يكونَ فَقيهًا صوفيًّا». و اين، مانند ضرب‌المثل‌ها از كلمات مرحوم قاضى به‌جاى ماند.

  • فقيه يعنى عالم به شريعت و احكام؛ و صوفى يعنى عالم به راه‌هاى نفس أمّاره و طريق جلوگيرى از دام‌هاى شيطان، و مبارز و مجاهد با مشتهيات نفسانى براى رضاى خاطر ربِّ محمود و پروردگار منّان ذو الطَّول و الإحسان.1 - انتهى كلام علّامه طهرانى.

  • مكتب و طريقت تمامى اين عرفاى بالله و اولياى الهى فقط منحصر در معرفت ذات حق به نحو شهود و ادراك قلبى است، كه با عبور از مراتب نفس و پشت پا به اعتبارات عالم دنيا و رفض جميع انانيّت‌ها و شوائب نفس امّاره و طىّ مدارج جمال و جلال و عبور از عوالم ظلمت و حجب نوريّه، به معرفت ذات پروردگار نائل آمده و در حريم قدس او مأوى گزيدند، و ديگران را به اين معرفت و شناخت دعوت كرده‌اند.

    1.  مطلع انوار، ج 2، ص 54.