اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آیا عرفان وتصوف یکی هستند؟

رابطه عرفان و تصوف

0

آیا عرفان و تصوف دو مفهوم کاملاً جدا از هم هستند یا یکی هستند؟ هدف نهایی عرفان و تصوف چیست؟ آیا عرفان و تصوف تنها به دنبال شناخت نظری خداوند هستند یا به عمل و سلوک نیز تاکید دارند؟ چه ویژگی‌هایی را برای تشخیص عرفای و متصوفه واقعی از مدعیان می توانیم مطرح کنیم؟ بزرگترین خطر در مسیر عرفان و تصوف چیست؟ آیا عرفان و تصوف با شریعت در تضاد هستند یا مکمل یکدیگرند؟ چرا برخی افراد عرفان و تصوف را در مقابل شریعت قرار می‌دهند؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر ورشن دهد.

آیا عرفان وتصوف یکی هستند؟

4
  • من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان *** قال و مقال عالمى مى‌كشم از براى تو 1
  • جايى كه رسول گرامى اسلام فرمود:

  • «لي مَعَ اللهِ وَقتٌ لا يسَعُنى مَلَكٌ مُقَرَّبٌ ولا نَبيٌّ مُرسَلٌ»؛2

  • و يا هم‌چنان‌كه مرحوم آقا سيّد هاشم حدّاد مى‌فرمود: ما جايى هستيم كه جبرئيل را قدرت نزديك شدن به آن نيست، و از ادراك مرتبه وجودى ما عاجز است.

  • اگر ذرّه‌اى زين نمط بر پرم *** فروغ تجلّى بسوزد پرم 3
  • البتّه اين بنده در جلد دوّم كتاب اسرار ملكوت راجع به مرتبه عرفاى الهى و خصوصيّات آن و آثار آنان تا حدودى توضيح داده‌ام.

  • پيدا شدن عدّه‌اى محتال و مكّار و دنياپرست در عرصه عرفان و تصوّف‌

  • امّا برخى از اهل ريا و خدعه و مكر در زمان ائمّه عليهم ‌السّلام چون سفيان ثورى4 پديد آمدند و در مقابل مكتب وحى و طهارت، مردم را به دور خود جمع نمودند و با تظاهر به گوشه‌گيرى و زهد و إعراض از دنيا، عرصه انحراف و اعوجاج را براى مردم عوام فراهم آوردند، و با لقب صوفى موجب بدنامى اين اسم و صاحبان اصلى و واقعى آنها گشتند؛ و اين مسئله در طول تاريخ هم‌چنان استمرار يافت، و هر دو دسته از اهل توحيد و شهود و افراد محتال و مكّار و دنياپرست در اين عرصه به ظهور رسيدند.

  • خواجه حافظ شيرازى از سالك وارسته و سائر سير حرم إله، به صوفى ياد مى‌نمايد:

  • صوفى ار باده به اندازه خورد نوشش باد***ورنه انديشه اين كار، فراموشش باد5
  • و يا در جاى ديگر مى‌فرمايد:

  • سحرگه رهروى در سرزمينى***همى گفت اين معمّا با قرينى‌
  • كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف***كه در شيشه برآرد اربعينى6
  • ليكن در مقابل اين افراد از اهل سير و سلوك و صلاح، به دسته ديگر از اهل نفاق و مكر و خدعه سخت مى‌تازد:

  • نقد صوفى نه همه صافى بى‌غش باشد***اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
  • خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان***تا سيه روى شود هركه درو غش باشد7
    1.  ديوان حافظ، غزل 417.
    2.  روضة المتقين فى شرح من لايحضره الفقيه، ج 2، ص 218؛ تفسير الصافى، ج 1، ص 118. اسرار ملكوت، ج 2، ص 117: «براى من در وقت حضور در مقام عزّوجلّ حضرت حق، يك موقعيّتى است كه هيچ ملكى از ملائكه مقرّب و نه پيامبرى از مرسلين، تحمّل آن مقام را نمى‌تواند بكند».
    3.  بوستان سعدى، در نيايش خداوند، فى نعت سيّد المرسلين عليه الصّلاة و السّلام:
      اگر يك سر مو فراتر پرم***فروغ تجلّى بسوزد پرم‌
    4. جهت اطّلاع بيشتر رجوع شود به امام شناسى، ج 5، ص 188.
    5.  ديوان حافظ، غزل 167.
    6. همان، غزل 454.
    7.  همان، غزل 237.