اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

آیا عرفان وتصوف یکی هستند؟

رابطه عرفان و تصوف

0

آیا عرفان و تصوف دو مفهوم کاملاً جدا از هم هستند یا یکی هستند؟ هدف نهایی عرفان و تصوف چیست؟ آیا عرفان و تصوف تنها به دنبال شناخت نظری خداوند هستند یا به عمل و سلوک نیز تاکید دارند؟ چه ویژگی‌هایی را برای تشخیص عرفای و متصوفه واقعی از مدعیان می توانیم مطرح کنیم؟ بزرگترین خطر در مسیر عرفان و تصوف چیست؟ آیا عرفان و تصوف با شریعت در تضاد هستند یا مکمل یکدیگرند؟ چرا برخی افراد عرفان و تصوف را در مقابل شریعت قرار می‌دهند؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر ورشن دهد.

آیا عرفان وتصوف یکی هستند؟

5
  • و نيز مى‌فرمايد:

  • صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد***بنياد مكر با فلك حقّه‌باز كرد
  • بازىّ چرخ بشكندش بيضه در كلاه***زيرا كه عَرض شعبده با اهل راز كرد
  • فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد***شرمنده رهروى كه عمل بر مجاز كرد
  • حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل***ما را خدا ز زهد و ريا بى‌نياز كرد1
  • و لذا بسيارى از ارباب فن را عقيده بر آن است كه مصداق اين دو عنوان يكى است، بدين معنى كه اگر مقصود از عرفان، ادراك شهودى‌ ذات اقدس حق و فناءِ بالله و بقاءِ بالله باشد، اطلاق عارف و صوفى و درويش به فرد واجد آن، اطلاقى حقيقى و واقعى است؛ و اگر منظور صرفاً احتفاظ بر برخى از اصطلاحات و انجام پاره‌اى از اوراد و تظاهر به زهد و گوشه‌گيرى و ايراد بر علما و بزرگان از صلحاى شريعت باشد، باز بر فرد منحرف و متظاهر به اين امور، هر سه عنوان اطلاق مى‌شود.

  • اطلاق صوفى به مرحوم آخوند ملّا حسينقلى همدانى و مرحوم انصارى همدانى‌

  • نقل مى‌كنند: عدّه‌اى از معمّمين اهل ظاهر، نسبت به مرحوم آيةالله عارف كامل و مربّى اخلاق، استاد الكلّ، آخوند ملّاحسينقلى همدانى، نسبت‌هاى ناروا و زشتى روا داشتند و درصدد ايذاءِ ايشان برآمدند، و در نامه‌اى به مرحوم شربيانى - مرجع تقليد وقت - او را به عنوان صوفى خطاب نمودند. مرحوم شربيانى در پاسخ آنان فرمود:

  • «اگر صوفى آن است كه شخصيّتى مثل آخوند مصداق آن است، اى كاش خداى متعال مرا نيز از جمله صوفيّه قرار مى‌داد»!2

  • و نيز پس از فوت مرحوم آيةالله، عارف واصل، شيخ محمّدجواد انصارى همدانى، عدّه‌اى ايشان را به عنوان صوفى در مجالس و محافل معرّفى مى‌نموده، و با تهمت‌ها و نسبت‌هاى وقيحْ درصدد كوبيدن و تدمير شخصيّت علمى و روحانى اين ولىّ الهى برآمدند؛ در اين‌وقت مرحوم آيةالله آخوند ملّا على همدانى، كه جنبه مرجعيّت را نيز حائز بودند، در اعلاميّه‌اى براى اقامه مجلس ترحيم نوشتند:

    1.  همان، غزل 114.
    2.  مهر تابان. ص 323.