چگونه مکاشفه برای انسان حاصل میشود؟ آیا تمامی مکاشفات به یک شکلاند؟ چگونه میتوان مکاشفات صحیح را از نادرست تشخیص داد؟ از کجا بدانیم که مکاشفات مطابق با حق و واقعاند؟ آیا این مکاشفات میتوانند به عنوان حجت تلقی شوند؟ و اگر چنین است، وجه حجیت آنها چیست؟ اینها پرسشهای اساسی و مهمی هستند که حضرت آیتالله حاج سید محمد محسن حسينى طهرانی (قدس سره) در این پژوهش عمیق و ارزشمند، برگرفته از کتاب گرانسنگ «حریم قدس»، به آنها پاسخ دادهاند.
مکاشفه و شهود: حجت است یا وهم؟
6چطور در مسائل فقهی استنباط یک مجتهد عادی، مورد پذیرش و قبول و حائز حجّیت میباشد؛ امّا علم و یقین به صحّت مدرکات و واردات قلبیّه و مکاشفات معنویّه برای اینگونه از اعاظم فقهاء و اکابر حکماء، چون صدرالمتألّهین شیرازی و استاد او میرداماد و شیخ بهائی و غیرهم فاقد هرگونه ارزش و ملاک حجّیت است؟
رابعاً: ملاک حجیت شهود و مکاشفه چیست؟
اگر گفته شود: ملاک حجّیت فتوای فقیه استناد آن به کلام معصوم علیه السّلام است؛ ولی در شهود اهل عرفان و مکاشفات اولیای الهی چنین استنادی وجود ندارد، بلکه صرفاً بر پایۀ واردات و ادراک صور و معانی مرتسمۀ در نفس است، و لذا ممکن است عاری از اشتباه نباشد، زیرا حضور صور و معانی در نفس انسان چه بسا بر پایۀ تخیّل و توهّم و خلق نفس بدون استناد و اتّکاء به اصل و مبدأ علّی آن باشد. و از این باب است که بزرگان معرفت و شهود، هر مکاشفهای را مقبول ندانستهاند و هر ادراک صورت و معنایی را منطبق با حقیقت و واقعیّت نپنداشتهاند.
پاسخ این سخن آنکه: گرچه احتمال اشتباه در واردات قلبیّه برای همۀ افراد وجود دارد، لیکن انطباق آنها با مصادر وحی و مبانی تشیّع و احادیث اهلبیت علیهم السّلام و اصول مسلّمۀ حکمت متعالیه، قطعاً احتمال خطا را منتفی، و سالک در این مرتبه به کشف یقینی و اعتقاد جزمی دست خواهد یافت؛ و اگر چنانچه در بعضی موارد احتمال خطاء در شهود و اشتباه در کشف معنوی برود، از تمسّک به احتیاط نباید دریغ ورزد، و همچون سلوک فقاهتی در مقام شکّ و تردید ناگزیر از توقّف در فتوا و احتیاط در عمل خواهد بود.

