اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مکاشفه و شهود: حجت است یا وهم؟

شبهات مکتب تفکیک و پاسخ آن

0

چگونه مکاشفه برای انسان حاصل می‌شود؟ آیا تمامی مکاشفات به یک شکل‌اند؟ چگونه می‌توان مکاشفات صحیح را از نادرست تشخیص داد؟ از کجا بدانیم که مکاشفات مطابق با حق و واقع‌اند؟ آیا این مکاشفات می‌توانند به عنوان حجت تلقی شوند؟ و اگر چنین است، وجه حجیت آن‌ها چیست؟ این‌ها پرسش‌های اساسی و مهمی هستند که حضرت آیت‌الله حاج سید محمد محسن حسينى طهرانی (قدس سره) در این پژوهش عمیق و ارزشمند، برگرفته از کتاب گران‌سنگ «حریم قدس»، به آن‌ها پاسخ داده‌اند.

مکاشفه و شهود: حجت است یا وهم؟

3
  • و هر کس به هر مقدار که گرفتار تخیّلات و اعتبارات و کثرات باشد، به همان میزان از عالم قدسْ به دور، و از رحمت حق بیگانه خواهد بود؛ حال هرکه می‌خواهد باشد.

  • جان همه روز از لگدكوب خيال‌***وز زيان وسود وز خوف زوال‌
  • نى صفا مى ماندش نى لطف وفر***نى بسوى آسمان راه سفر
  • موانع حصول مکاشفات توحیدی و تجلیات جمالی چیست؟

  • ادراک حقایق کلّیۀ عالم وجود مشروط به صفای نفس و تزکیۀ قلب و مراتب تجرّد آن می‌باشد، و بدون حصول این معانی نفس قادر به رؤیت و شهود آنها نخواهد بود؛ بلکه در عالم مثال أسفل در محدودۀ صورت برزخی ـ چه در خواب و چه در عالم مکاشفۀ صوری ـ بسر خواهد برد، و این حالت هیچ اختصاصی به مؤمن و متدیّن به ادیان الهی ندارد، بلکه حتّی غیر معتقدین به ادیان از مرتاضین و غیرهم ممکن است برایشان حاصل شود؛ و حتّی إعمال نفوذ نفسانی و تصرّفات روحی و إخبار از مغیبات و انجام امور خارق عادت تماماً در محدودۀ مثال اسفل و عالم برزخ نفسانی تحقّق پیدا می‌کند.

  • و امّا مکاشفات توحیدیّه و جذبات جمالیّه و بارقه‌های جلالیّه، که موجب انقطاع نفس از تعلّق به غیر و حتّی تعلّق به خود و ذات سالک خواهد شد، تماماً باید از عالم توحید و نور و تجرّد پدید آید؛ و تا نفس انسان با تزکیه و تهذیب و مراقبه به مرحلۀ تجرّد و انقطاع از خود نرسد، ادراک این معانی برای او ـ چه به صورت مکاشفات توحیدیّه و چه به صورت رؤیای صادقه و چه به صورت إعمال عقل فعّال در نفس عاقلۀ سالک ـ محال خواهد بود.

  • و لذا می‌بینیم که بزرگان طریق و عرفای عظیم‌الشّأن و فلاسفۀ اسلام، صرف پرداختن به علوم عقلی و فلسفی را بدون رعایت جهتِ تهذیب و مراقبۀ نفس و صعود به مراتب فعلیّت و تجرّد، کافی و وافی برای تکامل نمی‌دانند؛ چه اینکه اتیان تکالیف شرعیّه و انجام وظایف، بدون التفات به حیثیّت معنوی و باطنی آن، به اندازۀ ذرّۀ مثقالی قُرب و تعالی را برای مکلّف حاصل نخواهد کرد.