اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند

0

این مقاله به بررسی تعامل و نقش سه عنصر مهم یعنی عقل، قلب و شرع در شناخت و معرفت انسان، می‌پردازد و اثبات می کند که عقل و قلب و شرع هر سه از یک حقیقت حکایت می کنند و برای رسیدن به شناخت کامل و سعادت واقعی، انسان باید از هر سه عنصر عقل، قلب و شرع استفاده کند.

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‌

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيم‌

  • وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ‌

  • وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أعْدائِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيامِ يَوْمِ الدّينِ‌

  • وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ الْعَليِّ الْعَظيم‌

  •  

  •  

  • مقدمه

  • هر فرد از افراد بشر در خود دو كانون از ادراك و فهم را مى‌يابد؛ يكى را عقل‌ و ديگرى را قلب‌ و وجدان‌ گويند.

  • با قوّه عاقله، انسان پى بمصالح و مفاسد خويش برده و تميز بين محبوب و مكروه، و حقّ و باطل مى‌دهد، و با قلب و وجدان كه آنرا نيز مى‌توان سرشت و فطرت و يا احساس نهانى و ادراك سرّى گفت، راهى براى ارتباط خويش با جهان هستى و علّت پيدايش او و عالم، و تجاذبى بين او و مبدأ المبادى و غاية الغايات مى‌يابد.

  • و البتّه اين دو عامل مهمّ ادراك هر دو در انسان موجود بوده و هر يك مأموريّت خود را در افق ادراك و فهمى خاصّ دنبال مى‌كند؛ و هر يك مستغنى از ديگرى نبوده، و با فقدان هر يك، عالمى از مدركات بروى انسان بسته مى‌گردد.

  • آيات و روايات وارده درباره لزوم پيروى از قوّه عاقله‌

  • درباره لزوم قوّه عاقله، و عدم استغناء انسان از آن، آيات و رواياتى وارد است؛ و ما در اينجا فقط بذكر چند نمونه از آيات و روايات اكتفا مى‌كنيم.

  • امّا از آيات:

  • {أُفٍّ لَكُمْ وَ لِما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ}1.

  • چون در اينجا مفروض است كه مشركين بواسطه عبادت از غير خدا، از پيروى قلب و وجدان استفاده مى‌كرده و خود را مرتبط بخداوند مى‌ديده‌اند؛ غاية الأمر بعلّت عدم تعقّل، دچار انحراف و دگرگونى در طرز تشخيص و تطبيق شده و به محكوميّت قوّه فكريّه، آن خداوند را متجلّى و مقيّد در خصوص ارباب انواع و مظاهر آنها از اصنام و بت‌ها مى‌شناختند.

  • {صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ}2.

  • چون در اينجا از قوّه عاقله بهره گيرى نمى‌كنند، مثل آنست كه حسّ باصره و سامعه ندارند و نيز گنگ و لال مى‌باشند.

    1. . آيه 67، از سوره 21: الانبيآء: «افّ باد بر شما و بر آنچه غير از خدا مى‌پرستيد! آيا شما تعقّل نمى‌كنيد!؟»
    2. ذيل آيه 171، از سوره 2: البقرة: «آنان كَرانند و لالانند و كورانند؛ پس ايشان تعقّل نمى‌كنند.»