
عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند
عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند
این مقاله به بررسی تعامل و نقش سه عنصر مهم یعنی عقل، قلب و شرع در شناخت و معرفت انسان، میپردازد و اثبات می کند که عقل و قلب و شرع هر سه از یک حقیقت حکایت می کنند و برای رسیدن به شناخت کامل و سعادت واقعی، انسان باید از هر سه عنصر عقل، قلب و شرع استفاده کند.
عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند
3{أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ}1.
{فَبَشِّرْ عِبادِ ، الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ}2.
زيرا معلوم است استماع سخن، و پس از آن تميز بين حقّ و باطل و بين نيكو و نيكوتر از وظائف قواى فكريّه است؛ و لذا در آخر آيه آنان را صاحبان مغز و جوهره كه همان عقل است خوانده است.
{وَ مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلَّا دُعاءً وَ نِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ}3.
چون كفّار طبق غريزه خود، دينى را پسنديدهاند و پيروى از آن نمودهاند؛ گرچه پرستيدن اصنام باشد، وليكن بعلّت آنكه از قوّه عاقله خود مَدَدى نمىگيرند، پيوسته آن غرائز و احساسات درونى را بتخيّلات واهيه و اوهام بى پايه منحرف نموده؛ و طَرْفى از آن نيروى وجدان خود نمىبندند. و عيناً مانند كسيكه از گفتار، چيزى جز همان صوت و صدا ادراك نمىكند، آنان نيز از سخن حقّ و گفتار توحيد چيزى جز بعضى از مفاهيم بگوششان نمىخورد، و حقيقتى را ادراك نمىنمايند، و بر جان آنان نمىنشيند؛ پس در حقيقت آنان كَرانى هستند و لالانى و كورانى كه ابداً تعقّل ندارند.
و امّا از روايات:
در «كافى» از عدّهاى از اصحاب، از أحمد بن محمّد، از بعضى از كسانيكه مرفوعاً از حضرت صادق عليه السّلام نقل كردهاند روايت مىكند كه: قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَهِ صَلَّى اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: إذَا رَأَيْتُمُ الرَّجُلَ كَثِيرَ الصَّلَوةِ كَثِيرَ الصِّيَامِ فَلَا تُبَاهُوا بِهِ حَتَّى تَنْظُرُوا كَيْفَ عَقْلُهُ»4.
و نيز در «كافى» از عدّهاى از اصحاب، از أحمد بن محمّد، مرسلًا روايت مىكند كه: قَالَ: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «دِعَامَةُ الإنْسَانِ الْعَقْلُ» (الحديث)5.
و نيز در «كافى» از علىّ بن محمّد، از سهل بن زياد، از إسمعيل بن مِهران، از بعضى از رجال او، از حضرت صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود: «الْعَقْلُ دَلِيلُ الْمُؤْمِنِ»6.
- ذيل آيه 42، از سوره 10: يونس: «اى پيغمبر! آيا تو مىتوانى افرادِ كَر را بشنوايانى و اگرچه آنان صاحب تعقّل نباشند!؟»
- ذيل آيه 17 و آيه 18، از سوره 39: الزُّمر: «اى پيغمبر! بشارت بده بندگان مرا؛ آنانكه گفتار را مىشنوند و گوش فرا مىدهند و سپس از نيكوتر آن پيروى مىنمايند؛ آنان كسانى هستند كه خداوند ايشان را هدايت فرموده؛ و ايشانند خردمندان.»
- آيه 171، از سوره 2: البقرة: «و مَثَل آن كسانى كه كافر شدند مَثل كسيست كه چون با او سخن گويند، از آن گفتار هيچ نفهمد مگر صدائى و ندائى كه بگوشش بخورد (مانند بهائم و چهارپايان). آنان كَرانند و گنگان و كوران؛ پس ايشان تعقّل نمىكنند.»
- اصول كافى، طبع حروفى، ج 1، ص 26: رسول خدا فرمود: «چون ديديد مردى را كه نماز بسيار مىخواند و روزه بسيار مىگيرد، او را بزرگ مَشماريد، تا اينكه بدست آوريد عقلش بر چه پايه ايست!»
- همين سند، ص 25: «حضرت صادق عليه السّلام فرمودند: ستون و نگاهدارنده انسان عقل اوست.»
- اصول كافى، از طبع حروفى، ج 1، ص 25: «عقل، راهنما و رهبر مؤمن است.»
