اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند

0

این مقاله به بررسی تعامل و نقش سه عنصر مهم یعنی عقل، قلب و شرع در شناخت و معرفت انسان، می‌پردازد و اثبات می کند که عقل و قلب و شرع هر سه از یک حقیقت حکایت می کنند و برای رسیدن به شناخت کامل و سعادت واقعی، انسان باید از هر سه عنصر عقل، قلب و شرع استفاده کند.

عقل و قلب و شرع از يك حقيقت حكايت مي كنند

4
  • آيات و روايات وارده درباره لزوم پيروى از قلب و وجدان‌

  • و درباره لزوم قلب و وجدان، و عدم استغناء از آن نيز آيات و رواياتى وارد است:

  • امّا از آيات:

  • {أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ‌ يَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ}1.

  • چون روى اين خطاب با كسانيست كه داراى عقل و شعور هستند، وليكن بواسطه متابعت از هواى نفس امّاره، دل‌هاى خود را خفه نموده؛ و وجدان خود را در زير حجاب‌هاى معصيت و گناه مختفى، و قلب‌هاى خود را كور كرده‌اند.

  • {إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى‌ وَ لا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ}2.

  • در اينجا خداوند كسانى را كه نيروى وجدان و نور باطن خود را خراب كرده‌اند، به مردگان تشبيه مى‌كند؛ بلكه حقيقةً آنها را مرده قلمداد مى‌نمايد، و ناشنوايانى مى‌داند كه پيوسته در گريزند و ابداً گفتار حقّ و سخن استوار در گوش آنان اثرى نمى‌گذارد.

  • إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ}3.

  • {قَدْ يَئِسُوا مِنَ الْآخِرَةِ كَما يَئِسَ الْكُفَّارُ مِنْ أَصْحابِ الْقُبُورِ}4.

  • {أَفَمَنْ يَعْلَمُ أَنَّما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ الْحَقُّ كَمَنْ هُوَ أَعْمى}5

  • در اين آيات نيز خداوند، افرادى را كه نور باطن خود را تاريك و راه آخرت را بخود بسته‌اند، چون كسانى مى‌داند كه مرده و در ميان قبور زندگى دارند؛ يا آنكه نابينا هستند.

  • اين آيات راجع باختفاء نور قلب است نه عدم متابعت از قوّه تعقّليّه و فكريّه.

  • و امّا روايات در اين باب از حدّ إحصاء خارج است، و ما براى نمونه چند روايت مى‌آوريم:

  • در «كافى» از علىّ بن ابراهيم، از پدرش، از ابن فضّال، از پدرش، از ابن أبى جميله، از محمّد حلبىّ، از حضرت صادق عليه السّلام درباره گفتار خداوند عزّ و جلّ: {فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها} روايت شده است كه آنحضرت فرمود: مراد از فطرت، توحيد است؛ «فَطَرَهُمْ عَلَى التَّوْحِيدِ»6.

    1. آيه 46، از سوره 22: الحجّ: «آيا آنان در روى زمين سير نمى‌كنند (تا اينكه بواسطه مشاهده آيات الهيّه اعتبار گيرند) و براى آنان دلهائى باشد كه با آن تعقّل كنند، يا گوش‌هائى باشد كه با آن بشنوند!؟ چون اين چشم‌هاى واقع در سر كور نمى‌شود؛ وليكن كورى اختصاص به چشم‌هائى دارد كه در سينه‌ها مستقرّ است.»
    2. آيه 80، از سوره 27: النّمل: «اى پيامبر! تو چنين قدرتى ندارى كه مردگان را بشنوايانى! و نه آنكه بكسانيكه كَرَند و قوّه سامعه ندارند سخنت را بشنوايانى در حاليكه آنان پشت نموده، و پا بفرار گذاشته‌اند.»
    3. ذيل آيه 22، از سوره 35: فاطر: «بدرستيكه خداوند مى‌شنواياند كسى را كه بخواهد؛ و تو شنواينده نيستى كسانى را كه در قبرها هستند.»
    4. ذيل آيه 13، از سوره 60: المُمتحنة: «بدرستيكه آنان از آخرت نااميدند همچنانكه كافران( كه مصاحبان قبرها هستند) نااميدند.»
    5. صدر آيه 19، از سوره 13: الرّعد: «آيا كسيكه مى‌داند آنچه را كه بسوى تو از جانب پروردگارت نازل شده است حقّ است، مانند كسى است كه نابيناست؟»
    6.  «اصول كافى» طبع حروفى، ج 2، ص 13