
نگاهی بر رابطه خودشناسی و خداشناسی
من عرف نفسه فقد عرفه ربّه
درباره خودشناسی و راه های شناختن خود همواره سوال های زیادی مطرح بوده است؛ همچنین در مورد ارتباط خودشناسی و خداشناسی مطالب بسیاری گفته شده و هر شخص و مکتبی از دیدگاه خود به آن پاسخ داده است؛ اما پاسخ مکتب عرفان به این پرسش ها چیست؟ و این جمله که برخی از عرفای معاصر (آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی) گفته اند که: «خودشناسی همان طریق خداشناسی است که به واسطه تربیت نفس به دست استاد خبیر تحقق پیدا می کند» چه معنایی دارد؟
نگاهی بر رابطه خودشناسی و خداشناسی
2بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحدلله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنَةُ اللهِ على أعدائهِم اجمعین
اولین لوازم سلوک چیست؟
اوّل چیزی که بعد از تنبّه و یقظه و بیداری، در این راه [سیر و سلوک و عرفان] لازم است، این است که ما به خود بیاییم و ببینیم که هستیم؟! چه هستیم؟! بله، ما یک انسانیم! صبح از خواب بلند میشویم، تا شب زحمت کشیده و فعالیّت میکنیم، دو مرتبه میخوابیم، فردا تکرار و پسفردا تکرار، روزها میگذرد و هرکس از افراد بنی آدم خود را به کاری مشغول میکند و متوجّه نیست که این کارها را برای چه میکند؟ برای چه آمده؟ چه هدفی دارد و مقصودش چیست؟ و چرا امروزش گذشت؟ این امروز یک سرمایه عمری بود که خدا به او عنایت کرد، چرا گذشت و در مقابل این گذشتِ روز چه بهدست آورد؟ اگر چیزی بهدست آورده باشد، خوشا به سعادتش! چون یک روز عمرش گذشت و در مقابلش یک چیزی کسب کرد؛ و اگر چیزی بهدست نیاورد مغبون است.
مغبون و زیانکار از دیدگاه رسول خدا کیست؟
رسول خدا صلَّی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «مَن استَوَی یَوماه فَهو مَغبونٌ»؛ کسی که دو روزش با همدیگر مساوی باشد مغبون است1. چون یک روز عمر گذشت و برای این یک روز عمر چه دستگاههایی کار کرد، تا اینکه انسان یک روز عمر کند، غیر از خدا کسی نمیداند.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند *** تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار *** شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری2 یک روز از حیاتی که ما داریم، به حرکت شمس و قمر و کهکشانها بستگی دارد. ذرّات تمام درختهای عالم، تمام حیوانات عالم، تمام موجودات عالم، به همدیگر مرتبط و یک وجود واحد را تشکیل میدهند و تمام اینها در این حیات امروز انسان مؤثّرند؛ به طوری که اگر در سلسله علل و معلولات این یک روز حیات گرفته بشود، همه آنها به هم میخورند. پس اینها همه برای این است که ما یک روز عمر کنیم و یک روز جلو برویم و یک روز پردههای غفلت از چشمانمان برداشته شود، حجاب برداشته شود، با خالق خودمان، مسیر خودمان، هدف خودمان، مبدأ و معاد خودمان آشنا شویم.
- .وسائل الشیعة، ج ١٦، ص ٩٤.
- .گلستان سعدی، دیباچه، بیت ٦ و ٧.
