
نگاهی بر رابطه خودشناسی و خداشناسی
من عرف نفسه فقد عرفه ربّه
درباره خودشناسی و راه های شناختن خود همواره سوال های زیادی مطرح بوده است؛ همچنین در مورد ارتباط خودشناسی و خداشناسی مطالب بسیاری گفته شده و هر شخص و مکتبی از دیدگاه خود به آن پاسخ داده است؛ اما پاسخ مکتب عرفان به این پرسش ها چیست؟ و این جمله که برخی از عرفای معاصر (آیةالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی) گفته اند که: «خودشناسی همان طریق خداشناسی است که به واسطه تربیت نفس به دست استاد خبیر تحقق پیدا می کند» چه معنایی دارد؟
نگاهی بر رابطه خودشناسی و خداشناسی
3اگر اینطور باشد، آرام، ساکت، صامت، خوشدل، پربهره، پرنور، با نشاطِ کامل مثل آدمی که در روز امتحان قبول است و سرافراز و شاگرد اوّل هم شده و ورقهاش را دست میگیرد و میآید و از هیچچیز هم باک ندارد؛ قبول است دیگر!
و امّا خدای ناکرده اگر به غفلت بگذرد و شب امتحان برسد و انسان بخواهد کار یک سال را در یک شب انجام بدهد و فردا به این شاگرد و به آن شاگرد التماس کند، آقا به من برسانید، ما را فراموش نکنید، اینها همه موجب سر شکستگی و شرمندگی است!
در مکتب توحید مقصد کجاست و زاد و راحله چیست؟
ما در این راه باید اوّل حرکت کنیم و بدانیم که راهِ خداست؛ ما مسافریم، مقصد داریم؛ مسافر بودنِ ما نفس ماست، مقصد خداست؛ راهی را که حرکت میکنیم راه بیابان یا بالای کوه نیست، عبور از صفات نفس است؛ یعنی این صفات را باید تغییر بدهیم، صفات منفی تبدیل به مثبت بشود، صفات سیّئه تبدیل به حسنه بشود، حجابها از بین برود، روز به روز نور و ادراک بیشتر بشود، از تقیّد و تحدید و این محدودیّت عالم مادّه و تعلّقات، خودمان را به عالم مجرّدات و عالم نور برسانیم و به آنجا نزدیک بشویم؛ این عبارت است از حرکت در نفس. مقصدمان هم خداست.
مسافر زاد میخواهد، راحله میخواهد؛ زادمان توکّل بر خدا و راحلهمان استعانت از پروردگار و عمل به قرآن و سنّت پیغمبر و منهاج ائمّه علیهم السّلام است، اینها همه زادِ راه هستند؛ باید بگیریم و حرکت نموده و مسافرت کنیم و به مقصد برسیم.
این راه، رفتنی است. این راهی است که رفتهاند. و انسان هم نباید بگوید من چنین و چنانم و قابلیّت ندارم، اینها همهاش حرف است؛ همین قابلیّتی که انسان دارد مگر از خانه پدرش آورده؟! اینها همهاش دست پروردگار بوده، عنایت بوده، داده و باز هم میدهد. خدا که با ما دشمنی ندارد، خدا که با ما سابقه سوء ندارد، از رحمت خود، ما را به وجود آورده است و ما هم به سوی رحمت خدا میرویم، به سوی رحمت خدا حرکت میکنیم؛ آنوقت خدا انسان را روی این سلسله طویله ـ مسافتها از نطفه و حالات مختلف جنین و بعد دنیا ـ خلق کرده باشد، و بعد این انسان را در امور مثلاً خیلی جزئی مهمل بگذارد و اعتناء نکند؟! و بگوید من با تو میخواهم ریشخندی کنم! من میخواهم با تو دهان کجی کنم ای انسان! استغفر الله! اگر انسانی بخواهد با یک انسان این کار را بکند، انسان او را تعییب میکند.
