
رابطه برهان عقلی و شهود در شناخت ذات خداوند متعال (1)
رابطه فلسفه وعرفان عملی
مقاله حاضر به بررسی دو مسیر اصلی شناخت خدا، یعنی فلسفه و عرفان، و اهمیت جایگاه این دو علم در شناخت پروردگار متعال پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : اهمیت تعقل واعتماد فلسفه بر آن، ماهیت تعقل ودعوت قرآن وسنت به آن، نقش فلسفه در شناخت خدا، نقش عرفان در شناخت خدا، عدم کفایت برهان عقلی از شهود قلبی در شناخت خداوند متعال.
رابطه برهان عقلی و شهود در شناخت ذات خداوند متعال (1)
2أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيم
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ
وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أعْدائِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيامِ يَوْمِ الدّينِ
وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ الْعَليِّ الْعَظيم
اهمیت تعقل واعتماد فلسفه بر آن
يكى از جهازهاى وجودى ما قوّه عاقله است كه تمام احكام و مسائل خود را در جميع امور بر آن اساس پايهگذارى مىكنيم، و به وسيله آن در ترتيب قياسهاى منطقيه براى حلّ مجهولات لا تُعَدّ و لا تُحصى استمداد مىجوييم.
مسائل فلسفيه همچون مسائل رياضى است كه بر مقدّمات و ترتيب قياساتى است كه به بديهيات منتهى مىشود؛ و در اين صورت انكار آن در حكم انكار ضروريات و بديهيات است. مسائل فلسفيه، مسأله را از مقدّمات خطابيه و شعريه و مغالطه و مجادله جدا مىكند، و آن را بر اساس برهان كه مبنى بر وجدانيات و اوّليات و ضروريات و بديهيات و غيرهاست، قرار مىدهد.
ماهيّت تعقّل ودعوت قرآن به آن
آيات كريمه قرآنيه ما را به تعقّل دعوت مىكند؛ آيا تعقّل غير از ترتيب قياسات است؟!
علم حكمت ما را به حقايق اشياء و سرّ آفرينش، و عرفان به حضرت بارى تعالى شأنه العزيز، و اسماء حسنى و صفات علياى او، و مسأله معاد و نظام تكوين و ولايت، و ربط بين ازل و ابد، و هزاران مسأله بديع و زنده جهان هستى و كاخ آفرينش آشنا مىسازد كه:
﴿وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً﴾؛1 «و به آن كسى كه حكمت داده شود، خير بسيارى به او داده شده است.»
و درباره حضرت لقمان مىفرمايد:
﴿وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ﴾؛2 «و به تحقيق كه ما به لقمان، حكمت آموختيم».
و در بسيارى از آيات قرآن وارد شده است كه رسول اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم، امّت خود را تعليم حكمت مىدهد؛ از جمله در دو آيه 164 از سوره آلعمران (3) و آيه 2 از سوره الجمعة (62) وارد است كه:
- سوره البقرة( 2) قسمتى از آيه 269.
- سوره لقمان( 31) صدر آيه 12.
