اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

رابطه برهان عقلی و شهود در شناخت ذات خداوند متعال (2)

رابطه فلسفه وعرفان عملی

0

مقاله حاضر به بررسی دو مسیر اصلی شناخت خدا، یعنی فلسفه و عرفان، و اهمیت جایگاه این دو علم در شناخت پروردگار متعال پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : نقش فلسفه در شناخت خدا، نقش عرفان در شناخت خدا، عدم کفایت برهان عقلی از شهود قلبی در شناخت خداوند متعال، حقیقت معرفة الله و فناء در ذات حق.

رابطه برهان عقلی و شهود در شناخت ذات خداوند متعال (2)

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم‌

  • بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيم‌

  • وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ‌

  • وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أعْدائِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيامِ يَوْمِ الدّينِ‌

  • وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ الْعَليِّ الْعَظيم‌

  •  

  •  

  • فرق مکتب فلسفه ومکتب عرفان در رابطه با معرفت خدا

  • دو مکتبِ مشهور و معروف برای شناسائی خدا هست: یک مکتب، مکتب حکمت و فلسفه است و یک مکتب هم مکتب عرفان1 [که] مكتب برهان را باطل نمى‌كند، ولى مى‌گويد او كافى نيست.2 

  • مكتب‌ فلسفه‌ مى‌گويد: انسان مى‌تواند از راه تفكّر و تعقّل و ترتيب مقدّمات معلوم، براى پيداكردن آن مجهولاتى كه نسبت به خدا دارد، استفاده كند.

  • مكتب‌ عرفان‌ مى‌گويد كه: انسان بايد خدا را با سِرّ و قلب بشناسد؛ و خداى علىّ أعلى در وجود انسان يك خاصّه‌اى قرار داده، يك چشمى قرار داده غير از اين چشم خارجى و غير از چشم ذهنى، يك چشم قلبى و سرّى بالاتر از اينهاست كه‌ انسان با آن چشم مى‌تواند خدا را ببيند.

  • برخى از بزرگان اهل عرفان مى‌گويند كه مكتب فلسفه اصلًا به درد نمى‌خورد، انسان را سير و سيراب نمى‌كند و پاى استدلال در پيمودن راه خدا لنگ است.3 بسيارى از فلاسفه مكتب عرفان را محترم مى‌شمارند ولى مى‌گويند: دست ما به آنجا نمى‌رسد، مقدارى كه ما مى‌توانيم زحمت بكشيم همين است كه فكر خود را به كار بياندازيم، ولى دست ما به آن معانى دقيق و رقيق و آن لطائف و اشاراتى كه ارباب ضمير و صاحبان دل درك مى‌كنند، نمى‌رسد.

  • دارا بودن انبياء و ائمه عليهم السّلام هر دو مكتب را

  • امّا ائمّه و انبياء داراى هر دو مكتب بودند، يعنى هم داراى مكتب استدلال بودند و هم داراى مكتب عرفان.

  • داراى مكتب‌ استدلال‌ بودند، چون وجهه‌شان با همه افراد بشر بود، اعمّ از مؤمن و كافر و مشرك، و آنها در مقابل احتجاجاتى كه مشركين و معاندين و كافرين مى‌آوردند بايد با برهان فلسفى و بر اساس مقدّمات صحيحه‌اى كه در نزد طرف قابل قبول است، اثبات خدا و صفات خدا بكنند.

    1. حسينى طهرانى، سيد محمد حسين، تفسير آيه نور ﴿الله نور السموت و الارض﴾، 1جلد، ص 95
    2. همان، ص 91
    3.  مثنوى معنوى، دفتر اول:
      پاى استدلاليان چوبين بود***پاى چوبين سخت بى‌تمكين بود