
امکان ملاقات خدا
بیان آشکار و روان از آیات و روایات
آیا انسان مىتواند راه وصول و لقاء به خداوند را بپيمايد؟ آيات داله بر لقاء خداوند كدام اند؟ «رؤيت» به چه معنی در روايات آمده است؟ رواياتى كه در آنها لفظ زيارت و تجلّى به كار رفته است كدام اند؟ چه جور میتوانیم به مناجات شعبانيّه استناد كنيم براى اثبات امكان ملاقات خدا؟
امکان ملاقات خدا
5و در دعاى شب شنبه كه مرحوم مجلسى- رضوان الله عليه- در كتاب ربيع الأسابيع نقل كرده در صلوات بر پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم و دعايى بر آن حضرت، وارد است كه:
«و ارزُقهُ النَّظَرَ إلَى وَجهِكَ يَومَ تَحجُبُهُ عَنِ المُجرِمينَ»1؛ خدايا! به اين پيغمبر ما روزى كن كه نظر كند به وَجه تو در آن وقتى كه آن نظر را از مجرمين محجوب كردى.
ما اين الفاظ را چه كار مىكنيم؟ نظر به سوى وجه خدا يعنى چه؟
«أنِر أبصارَ قُلوبِنا بِضياءِ نَظَرِها إلَيكَ» معنايش چيست؟ اينها را هم مىشود گفت مقصود رؤيتِ سيب و گلابى و حورالعين است؟! و نتيجه اعمال اين است؟!
رواياتى كه در آنها عنوان «رؤيت» آمده است
در بعضى از روايات عنوان «رؤيت» وارد است، رؤيت! از أميرالمؤمنين عليهالسّلام در ضمن خطبهاى وارد است كه آن حضرت فرمودند:
«لا تُدرِكُهُ العيون بِمُشاهَدَةِ العِيان ولكن تُدرِكُهُ القُلوبُ بِحَقائِق الإيمانِ»2.
چشمها نمىتواند خدا را درك كند به همين مشاهده ابصار و ديدن، وليكن قلب خدا را به حقيقت ايمان درك مىكند.
ذِعلب يمانى خدمت آن حضرت عرض كرد:
«يا عَلىُّ! أفَرَأيتَ رَبَّكَ»؟! آيا تو خداى خودت را ديدهاى؟! حضرت فرمودند: «أفَأعبُدُ ما لا أرَى»؟! آيا من عبادت كنم چيزى را كه نديدهام؟» «رَأيتُهُ فَعَرَفتُهُ فَعَبَدتُهُ أفَأعبُدُ رَبًّا لَم أرَهُ»؟! ديدمش، شناختمش، آنوقت عبادتش كردم. آيا من عبادت كنم خدايى را كه نديدهام.؟! اين آيه را هم به دنبال آن فرمودند: ﴿فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً﴾3؛ هر كسى كه مىخواهد خدا را ببيند دو كار كند: كارش خوب باشد، اين كار خوب را هم با اخلاص انجام بدهد، براى خدا انجام بدهد. يعنى اى ذعلب! تو هم نااميد نباش، از اين راهى كه من رفتم تو هم بيا! تو هم- إنشاءالله- به شرف ملاقات خدا برس! هركس مىخواهد برسد.
توضيحى پيرامون حديث: «ما رَأيتُ شيئاً إلّا و رَأيتُ اللهَ قَبلَهُ و بَعدَهُ و مَعَهُ»
- البلد الأمين، ص 95؛ مصباح المتهجد، ج 2، ص 430 با اندكى اختلاف.
- نهج البلاغة ( عبده)، ج 2، ص 99.
- سوره الكهف (18) ذيل آيه 110.
