
دو بیان نوین و عمیق از امکان ملاقات خدا (2)
بیان دوّم
تمام موجودات عالم را به چه معنی آيات الَهىمی شوند؟ آیا می شود موجودات را به دو جنبه آلى و استقلالى لحاظ کرد؟ کدام امورى خداوند در قرآن از آنها تعبير به آيه مىكند؟ چه جور می توانیم از آيه شريفه ﴿سَنُرِيهِمْ آياتنا في الآفاق وفي أنفسهم﴾ برای اثبات امکان ملاقات خدا استفاد کرد؟ آیا می توان به لقاء خدا شک داشت؟ چرا خداوند به پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله و سلّم آيه كبراى خود را نشان داد؟ به چه نحوی انسان می توان خدابین بشود؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
دو بیان نوین و عمیق از امکان ملاقات خدا (2)
4بهبه! چه خوب بيان مىكند، مىگويد: «در آفرينش آسمانها و زمين و اختلافى كه شب و روز با هم پيدا مىكنند- بعضى اوقات روز كوتاهتر و شب بلندتر و بعضى اوقات به عكس است، و در نقاط مختلفه دنيا، در هر نقطه به كيفيّت مخصوص، اين دگرگونى و اختلاف مشاهده مىشود- و اين كشتىهائى كه روى اين درياها حركت مىكند و مسافرين و مالالتّجاره را از اين طرف به آن طرف حمل مىدهد، و با باد اين كشتى روى اين آبها حركت مىكند، اينها همه آيه است؛ اين آبهاى رحمتى كه ما از آسمان به صورت باران پائين مىريزيم، قطره قطره- يك مرتبه درِ آسمان را باز نمىكنيم و يك رودخانه كرج را روى سر مردم بريزيم- اين آبها را به صورت قطره قطره منتشر مىكنيم، به صورت باران مىريزيم و زمين را زنده مىكنيم بعد از اينكه مرده بود، و ما به وسيله اين آب از هر جنبنده و دابّهاى در روى زمين براى شما خلق مىكنيم، خلقت خود شما، هر جنبندهاى، اقسام حيوانات، پرندگان، طُيور، ماهيان دريائى و نباتات و جمادات، تمام اينها به واسطه همين آب است؛ اينها همه آيه است؛ و اين ابرهائى كه بين آسمان و زمين مُسخّرند و به امر پروردگار به اين طرف و آن طرف حركت مىكنند؛ و اين بادهائى كه مىوزد از اين طرف و آن طرف، زمين را خنك مىكند، سرد مىكند، ملايم مىكند، تلقيح مىكند، درختان را آبستن مىكند، وظائف ديگرى كه دارد؛ تمام اينها آيات است، نشانههاست؛ ﴿لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ﴾ براى آن افرادى كه عقلشان را به كار مىاندازند و اينها را آيه مىبينند!»1
پس هركس نگاه كند به هر موجودى از موجودات، خدا را ديده، و لقاء خدا از اين روشنتر؟ اينقدر آسانتر؟ به اندازهاى آسان است كه انسان غير از خدا را نمىتواند ببيند. آن كسى كه با وجود اين آيات مىگويد: خدا نيست و غير خدا هست. ديگر آن عين «عَميَت عَينٌ لا تَراكَ عَلَيها رَقيبًا»2 و كور است...3
- تفسير آيه نور ﴿الله نور السموت و الارض﴾، ص 134 ـ 135.
- الله شناسى، ج 3، ص 211، تعليقه: «مرحوم آيةالله شهيد حاج سيّد محمّد على قاضى طباطبائى- رضوان الله عليه- معلّق محترم كتاب الفردوس الأعلى، تأليف آيةالله شيخ محمّدحسين كاشف الغطاء- رضوان الله عليه- در تعليقه خود بر اين كتاب فرمودهاند:" اين كلمات درخشان با اندك تغييرى، از عبارات دعاى عرفه است كه سيّدالشّهداء سلام الله عليه بدان دعا نمودهاند، و سيّد رضىّالدّين بن طاووس( قدّه) آن را در كتاب خود إقبال نقل كرده است."القاضى الطّباطبائى. حقير مفصّلًا پيرامون اين دعا در ج 1 الله شناسى، از ص 251 تا ص 273 بحث كردهام؛ و روشن شده است كه از ادعيه ابن عطاء اسكندرى متوفّى در سنه 709 مىباشد. و حاصل سخن آنست كه: اين دعا دعاى بسيار خوب با مضمون رشيق و عالى است و خواندن آن در هر وقت مساعدى كه حال اقتضا كند، مغتنم و مفيد مىباشد؛ امّا إسناد آن به حضرت سيّدالشّهداء عليه السّلام جائز نيست؛ و الحمدُ للّهِ أوّلًا و آخِرًا و ظاهرًا و باطنًا»
- تفسير آيه نور ﴿الله نور السموت و الارض﴾، ص 139.
