
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (2)
مراقبه و مراتب آن
این مقاله به برسی مهم ترین شاخصه های عرفان حق از عرفان های باطل با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : اهتمام به ظاهر و باطن شریعت، اهمیت ولایت و توسل به اهلبیت علیهم السّلام، تربیت بهدست استاد کامل، مراقبه، رفق و مدارا.
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (2)
8در اینباره، استاد وحید سیر و سلوک عملی، عارف کامل و فقیه عالیمقام، حضرت آیةالحق سید علی قاضی طباطبائی میفرمایند:
وصول به مقام توحید و سیر صحیح إلیالله و عرفان ذات احدیت عَزّ اسمه بدون ولایت امامان شیعه و خلفای به حق از علیّ بن ابیطالب و فرزندانش از بتول عذراء صلوات الله علیهم محال است.1
و میفرمودند: «وصول به توحید فقط از ولایت است؛ و ولایت و توحید یک حقیقت میباشند.2
4) تربیت بهدست استاد کامل
اهمّ از آنچه در این راه لازم است، استاد خبیر و بصیر و از هوی بیرون آمده و به معرفت الهیّه رسیده و انسان کامل است، که علاوه بر سیر إلیالله سه سفر دیگر را طیّ نموده و گردش و تماشای او در عالم خلق بالحقّ بوده باشد.3
نباید در مقابل هر کسی که متاعی عرضه میکند و بِضاعتی ارائه میدهد و کشف و شهودی ادّعا مینماید سر تسلیم فرود آورد4 و ابداً به ظهور خوارق عادات، و اطلاع بر مغیبات و اسرار خواطر افراد بشر، و عبور بر آب و آتش، و طیّ الارض و الهواء، و استحضار از آینده و گذشته و امثال این غرائب و عجائب نمیتوان پی به وصول صاحبش برد تا هنگامی که در استاد تجلّیات ذاتیّه ربّانیّه پیدا نشود استاد نیست.5
مرحوم قاضی میفرموده است: چنانچه کسی که طالب راه و سلوک طریق خدا باشد برای پیدا کردن استاد این راه اگر نصف عمر خود را در جستجو و تفحّص بگذارند تا پیدا نماید ارزش دارد.
و میفرموده است: کسی که به استاد رسید نصف راه را طی کرده است.6
5) عشق و محبت به خداوند متعال
أفرادى كه طالب راه خدا هستند لازم و حتم است كه خود را به صفات خدا درآورند و اين معنى بدون تحصيل محبّت خداوند محال است؛ يعنى اگر كسى در تمام عمر به كارهاى خير مشغول باشد و از بدىها اجتناب كند، ولى محبّت خدا را در دل نپروريده باشد، جان او از صفا و وفا كاملًا تهى بوده و مانند قبرى است كه روى آنرا با نقش و نگار زينت نموده باشند.جان و حقيقت انسان همان قوّه جاذبه و كشش روحى اوست و گرنه با ديوار ساكن و قبر خراب چه تفاوتى دارد. عمل صالح كه از جان زنده و روح صفا و محبّت بر نخيزد چون گوشوار و دست بَرَنجَنى است كه در دست مرده و در گوش او آويزند. ولى اگر با محبّت توأم شد، مانند زينتى كه به انسان زنده آرايش دهند، موجب كمال و مزيّت او خواهد بود.7
- مهر تابناک، ص 264.
- همان.
- رساله سير و سلوك منسوب به بحر العلوم، ص 186، تعلیقه.
- لب اللباب، ص 137.
- اسرار ملکوت، ج 2 ، ص 438.
- رساله سیر و سلوک بحر العلوم، ص 186، تعلیقه.
- رساله مودت، ص38
