
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (2)
مراقبه و مراتب آن
این مقاله به برسی مهم ترین شاخصه های عرفان حق از عرفان های باطل با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : اهتمام به ظاهر و باطن شریعت، اهمیت ولایت و توسل به اهلبیت علیهم السّلام، تربیت بهدست استاد کامل، مراقبه، رفق و مدارا.
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (2)
9مرحوم علامه طهرانی رضوان الله علیه در کتاب الله شناسی می فرمایند:
«راه، راه پيامبران و برگزيدگان جهانيان است. بسيار خطير و دقيق است. عشقبازى با خود مقام حضرت حىّ ذو الجلال و الواحد القهّار است. چقدر عظيم و خطير و در عين حال چقدر داراى شور و شوق عشق و تَيَمان است كه نتيجه و خلاصه اعمال كائنات و افضل از عبادت ثقَليْن مىباشد.
فقط نيروى عظيم عشق است كه موانع را از سر راه بر مىدارد، و سنگرها را در هم مىكوبد، و از عقبات و كريوههاى تنگ و تاريك عبور مىدهد، و از درياهاى حسرت، و صحراهاى حيرت، و فضاهاى بىپايان بُهت و سرگشتگى عبور مىدهد؛ و گرنه جميع قواى ما سوى الله را گرد آوريم نمىتواند ذرّهاى انسان را جلو ببرد. عشق اوست كه حلّال مشكلات است و كليد رمز موفّقيّت و بس.»1
6) مراقبه
باید دانست که مراقبه از اهمّ شرایط سلوک است، و مشایخ عظام را در آن تأکیداتی است، و بسیاری آن را از لوازم حتمیّۀ سیر و سلوک شمردهاند، چه آن به منزله حجر اساسی است2 و آن عبارت است از آنکه سالک در جمیع احوال مراقب و مواظب باشد تا از آنچه وظیفه اوست تخطّی ننماید و از آنچه بر آن عازم شده تخلّف نکند.
مراقبه معنای عامّی است و به اختلاف مقامات و درجات و منازل سالک تفاوت میکند.3 سالک باید از اولین قدم که در راه میگذارد تا آخرین قدم، خود را از مراقبه خالی ندارد و این از لوازم حتمیّۀ سالک است. در اثر مراقبۀ شدید و اهتمام به آن، آثار حبّ و عشق در ضمیر سالک هویدا میشود، زیرا عشق به جمال و کمال علیالإطلاق فطری بشر بوده و با نَهادِ او خمیر شده و در ذات او به ودیعت گذارده شده است لیکن علاقۀ به کثرات و حبّ به مادّیّات حجابهای عشق فطری میگردند و نمیگذارند که این پرتو ازلی ظاهر گردد.
- الله شناسى، ج1، ص: 365
- لب اللباب، ص 114.
- لب اللباب، ص 144: اوّل درجه مراقبه اينست كه سالك از محرّمات اجتناب كرده و تمامى واجبات را اتيان كند، و در اين دو امر به هيچ وجه من الوجوه مسامحه نورزد.
دوّم درجه، آنست كه مراقبه را شديد نموده و سعى كند هر چه مىكند براى رضاى خدا باشد و از امورى كه لهو و لعب ناميده مىشود اجتناب نمايد. و چون در اين مرتبه اهتمام نمود براى او تمكّن پيدا مىشود كه ديگر خود را نباخته و اين خوددارى در او به سر حدّ ملكه برسد.
سوّم درجه، آنست كه پروردگار جهان را پيوسته ناظر خود ببيند، و كمكم اذعان و اعتراف مىنمايد كه خداى متعال در همه جا حاضر و ناظر و نگران همه مخلوقات است. و اين مراقبه در تمام حالات و در همه اوقات بايد رعايت شود.
چهارم درجه، مرتبهاى است از اين عالىتر و كاملتر و آن اينست كه خودش خداى را حاضر و ناظر ببيند و به طور اجمال مشاهده جمال الهى نمايد. و اشاره به اين دو مرتبه اخير از مراقبه است وصيّت رسول اكرم صلّى الله عليه و آله به ابى ذرّ غفارى رضوان الله عليه: «اعْبُدِ اللهِ كَأنَّكَ تَراهُ، فَانْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَانَّهُ يرَاكَ».
«خداى را چنان عبادت كن مثل آنكه گوئى تو او را مىبينى و اگر نمىتوانى او را ببينى او را طورى عبادت كن كه بدانى او ترا مىبيند».
