این مقاله به برسی حقیقت عرفان و هدف آن و و تفاوتهای آن با سایر مکاتب معنویت گرا با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : هدف از خلقت انسان، حقیقت عرفان و هدف از آن، مقصود و منظور مکاتب مختلفۀ دنیا در دعوت به سمت معنویّت، گرایشات مختلف در مقابل مکتب عرفان، تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانۀ امروزی، ویژگی های عارف کامل.
عرفان چیست، عارف کیست؟
4«پوشیده نباد بر طالب حق جلّ وعلا که علاوه بر اینکه سائر اشیاء و موجودات غیر از حضرت حق جلّ و علا در معرض فنا و زوال است و لهذا شایسته مطلوبیت نیست . ممکن بما هو ممکن را هیچ موجودی نافع و مفید نیست جز حضرت حقّ جلّ و علا چه هر آنچه فرض کنی غیر او، چون ممکن است، محتاج است من جمیع الجهات به حضرت او جلّ و علا …. و لهذا هیچ موجودی غیر از او نه در زمین و نه در آسمان و نه در دنیا و نه در آخرت شایستگی مطلوبیّت را برای شخص عاقل و دانا ندارد جز حضرت او جلّ و علا … لهذا شایسته برای عاقل چنانست که صرفِ نظر و همّت طلب از جمیع اشیاء غیر از او نموده و به مقتضای «قل الله ثمّ ذرهم» همّت طلب را منحصر در او نموده و او را بذاته و بنفسه [مخاطب] قرار داده، بگوید:
ما از تو نداریم به غیر از تو تمنّا *** حلوا به کسی ده که محبت نچشیده»1 مقصود و منظور مکاتب مختلفۀ دنیا در دعوت به سمت معنویّت
توجّه به معنویّت و گرایش به حقایق ماوراءِ مادّه و عالم طبع گرچه به عنوان حرکتی ممدوح بهسمت ارزشها و کمالات روحی و معنوی میباشد، و از این نقطه نظر حائز اهمیّت و دقّت است؛ ولی باید توجّه داشت که همانطور که انسان از حیثیّت وجودی دارای مراتب مادّه و صورت و معنا و تجرّد تام میباشد، سیر صعودی او و ارتقاء به عالم معنا نیز به همین کیفیّت و سیر میباشد.
امروزه به هر مرتبه از مراتب روحی و نفسی انسان، عالم معنا و باطن و حقیقت گفته میشود. مثلاً افرادی که از حوادث و پدیدههای آینده خبر میدهند ـ گرچه صحیح باشد ـ از نظر مردم و عوام به اوصاف ملکوتی و کمالات تجرّدی متّصف میگردند، و رتبۀ آنان مافوق مراتب بشری و ممتاز از سایرین قرار داده میشود. و یا افرادی که به انجام امور غیر عادی دست میزنند، در دیدگاه مردم عوام به قدرتی مافوق بشری و مرحلهای عالی از عوالم وجود دست یافتهاند؛ درحالیکه تمام این امور و افعال خارق عادت، از دیدگاه اهل فن و توحید و صاحبان کمالات عالیه، پشیزی ارزش ندارد و بازیچهای بیش نیست. زیرا نفس بهواسطۀ ریاضات و مراقبات ویژهای میتواند به اینگونه فعلیّتها که در مرتبۀ مثال متّصل خود قرار دارد دست یابد، مانند خوابی که فردی میبیند و حوادثی برای او منکشف میشود؛ و چه بسا وصول به این مطالب از طریق غیر صحیح و خلاف رضای الهی صورت پذیرد. و چه بسیارند افرادی که به هیچ شریعت از شرایع الهی معتقد نمیباشند، ولی بهواسطۀ إعمال برخی ریاضات و مجاهدتهای نفسانی توانستهاند نفس خود را قدری قوّت بخشند، و بهواسطۀ تسخیر و سیطرۀ اجمالی بر عالم مثال، مادّه را در تصرّف و انقیاد خود درآورند. اطّلاع بر برخی مغیبات و احضار اشیاء مخفیّه و حرکت به طور غیر متعارف و تصرّف در اذهان و نفوس مردم عوام و انجام امور غیر عادی، مسائلی است که هم از ملتزمین به شرایع الهی متمشّی میشود و هم از بتپرستان و گاوپرستان و سایر فِرَق ضالّه و رابطین با شیاطین و اجنّه و نفوس خبیثه.
- تذکرة المتقین، انتشارات نهاوندی، قم، ۱۳۷۵، ص ۱۷۹، ۱۸۰.

