این مقاله به برسی حقیقت عرفان و هدف آن و و تفاوتهای آن با سایر مکاتب معنویت گرا با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : هدف از خلقت انسان، حقیقت عرفان و هدف از آن، مقصود و منظور مکاتب مختلفۀ دنیا در دعوت به سمت معنویّت، گرایشات مختلف در مقابل مکتب عرفان، تحریف اصطلاح عرفان و معرفت در فرهنگ عامیانۀ امروزی، ویژگی های عارف کامل.
عرفان چیست، عارف کیست؟
9و لذا برای حرکت دادن مردم به سوی این هدف عالی، کمتر از این امور برای آنان آشکار مینمایند تا ذهن و نفس آنان به این مسائل خو نگیرد و در دام حواسّ باطنی و صور برزخی گرفتار نگردند.
و امّا آنان که از معرفت حق و ادراک توحید پروردگار عاجز و ناتوان ماندهاند و دست خود را از وصول بدان ذروۀ عُلیا کوتاه و پای خود را لنگ مییابند، برای توجّه عوام به سمت خود چارهای جز ابراز اینگونه امور از خود نخواهند داشت. و این است فرق بین مکتب عرفان و سایر مکاتب، گرچه سمت و سوی آنان عوالم ماوراءِ مادّه و طبع بوده باشد.1
رعایت دقیق جمیع موازین شرع شرط اصلی وصول به عرفان وحقیقت توحید
در مکتب اسلام از آنجا که عرفان به حق بدون متابعت از دستورات شریعت و اطاعت از اوامر و نواهی نبی اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم محال و ممتنع میباشد، سالک إلی الله برای وصول به این درجه باید تمام سعی و اهتمام خود را بر رعایت موازین و احکام شرع مقدّس مو به مو نموده، ذرّهای از انجام فرایض و تکالیف مأثوره کوتاهی ننماید. بدیهی است به هر مقدار که نسبت به إتیان تکالیف مسامحه و اهمال نماید، به همان مقدار از نصیب مراتب فعلیّت و نتایج استعدادات کمالی، خود را محروم نموده است.
و لذا بزرگان از عرفای الهی و اولیای حق فرمودهاند:
بدون رعایت دقیق جمیع موازین شرع و اتیان تکالیف وارده به نحو أتمّ، وصول به مرتبۀ عرفان و ادراک حقیقت توحید محال خواهد بود؛ و این مطلب کاملاً با شواهد و قرائن تاریخی منطبق میباشد.
و لذا میبینیم بسیاری از فرقههای منحرف اسلامی ـ چه در اهل سنّت و عامّه و چه در شیعه ـ با اختلاف در مراتب اعتقادی، در وسوسۀ شیطان گرفتار آمده و با ادّعای راهیابی به حقیقت و باطن، دست از رعایت عمل به موازین و احکام شرع شستهاند و خود را بینیاز از انجام تکالیف پنداشته، آن را برای افراد مبتدی و ناآگاه به امور باطنی لازم میدانند، مانند اسماعیلیّه و غیره از طوائف مختلف صوفیّه و منتحلین به معرفت حق؛ درحالیکه تمام این مطالب جز فرار از تکلیف، و بیبند و باری و لا اُبالیگری چیز دیگری نیست.
- همان، ص 37 الی 41

