لقاء الله بارها در قرآن کریم و روایات شریف آمده است، اما حقیقت این دیدار چیست؟ چگونه انسان میتواند خدا را ببیند و با او ملاقات کند در حالی که او جسمی نیست که با چشم دیده شود؟ و چگونه میتواند او را درک کند در حالی که عقلها و اوهام از درک او ناتوانند؟ این مقاله، که از یک سخنرانی عارف ربانی حضرت علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی رضوان الله علیه استخراج شده است، به این پرسش عمیق به شکلی مختصر پاسخ میدهد و افقهای تازهای از فهم و تأمل را میگشاید.
«لقاء الله» چیست؟
4راه پیامبران و امامان برای رسیدن به لقاء الله
اینکه راه ائمّه و پیغمبران بوده این روشن است. حالا انسان میخواهد برسد به این خدا! ﴿ٱللَهُ نُورُ﴾ «خدا ظاهر است و ظاهر کننده» خودش فی حدّ نفسه ظاهر است و تمام موجودات هم به وجود او ظاهر میشوند. انسان باید به خدا برسد آقا چه قِسم برسد؟ چه کار کند برسد؟ این باید مشابهت پیدا کند!
شستشوئی کن و آنگه به خرابات خرام *** تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده1 خدا پاک است، آدم نجس نمیتواند برود! آدم آلوده را به حرم راه نمیدهند، به دربار پادشاه راه نمیدهند، باید تزکیه و تطهیر کند!
﴿هُوَ ٱلَّذِي بَعَثَ فِي ٱلۡأُمِّيِّۧنَ رَسُولٗا مِّنۡهُمۡ يَتۡلُواْ عَلَيۡهِمۡ ءَايَٰتِهِۦ وَيُزَكِّيهِمۡ وَيُعَلِّمُهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡحِكۡمَةَ﴾2 پیغمبر برای این آمده که تطهیر کند، تزکیه کند! مردم مسانخه پیدا کنند با آن عالَم! شباهت پیدا کنند!
درجۀ اوّل شباهت «تخلیه» است. تخلیه یعنی انسان از تمام صفات زشت و نقص و توجّه به کثرات که انسان را از عالم نور و عالم اطلاق دور میکند، خودش را خالی کند. اوّل ترک معصیت کند، ترک مخالفت رضای محبوب کند. او میخواهد برود درِ خانۀ معشوق را بزند! وقتی با او دارد دشمنی میکند و مخالف رضای او را انجام میدهد، این در زدن فایده ندارد! راه اوّل تخلیه است. و لذا در همۀ روایات داریم که با وجود معصیت انسان نمیتواند راه طیّ کند؛ اوّل باید ترک معصیت کند و خود را از ناپسندیدهها خالی کند.
درجۀ بعد «تحلیه» است یعنی مُتحَلّی شدن به صفات کمال. عبادت انسان خوب باشد، مستحبّات انجام بدهد، انفاق کند، صلۀ رحم کند، حجّ کند، هر کار خوبی از دستش میآید بکند. حالا که خودش را از بدیها خارج کرد، خودش را به این خوبیها متّصف کند! این درجۀ بالاتر.
درجۀ سوّم «تجلیه» است. تجلیه یعنی: متجلّی شدن به صفات پروردگار. در آنجا دیگر تجلّیات شروع میشود، خدا خودش را نشان میدهد: یکوقت به صفت القادر، یک وقت به صفت العالم، یک وقت به صفت الرّحمان، یک وقت به صفت الرّحیم. این در تمام مظاهر وجود جلوه میکند، تجلیّات شروع میشود.
- دیوان حافظ، طبع پژمان، غزل ٤٣١.
- سوره الجمعة (٦٢) صدر آیه ٢: «اوست خداوندی که در میان مردمِ درس نخوانده و در دامان مادر پرورش یافته، از خود آنها پیامبری را برانگیخت تا برای ایشان آیات خدا را تلاوت کند، و آنان را رشد و نموّ دهد و کتاب و حکمت را تعلیمشان نماید.»

