اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نگاهی به آیات لقاء خدا و پاسخی اجمالی به شبهات منکرین لقاء خدا

0

لقای خدا چیست و چگونه است؟ آیا در قرآن آیاتی مبنی بر لقای الهی داریم و آیا آیات مجازاً استعمال شده یا حقیقی؟ و بطور کلی لقاء خداوند در قیامت به چه نحوی ظهور دارد؟ و اگر ائمه نمونه انسان کامل هستند آیا لقاء خداوند یعنی لقای ائمه؟

نگاهی به آیات لقاء خدا و پاسخی اجمالی به شبهات منکرین لقاء خدا

3
  • آنها مى‌گويند: مراد از لقاء خدا ملاقات نِعَم بهشتى است؛ سيب است، گلابى است، حورالعين است، درخت است، چيزهايى كه در بهشت به انسان مى‌دهند، اينها ملاقات خداست.

  • مگر خدا عاجز بود كه همين الفاظ را بيان كند، ولى اسم لقاء آورد؟! و علاوه اين آياتى كه تا اين درجه انسان را به لقاء خدا تحريك مى‌كند، انسان بگويد: اين است كه انسان برود در قيامت دو تا گلابى دستش بدهند؟! يا دو تا سيب دستش بدهند؟! آيا معنى لقاء خدا اين است؟! آيا حيف نيست كه انسان لقاء خدا را اين‌قدر پائين بياورد، و به لقاء دوتا سيب و دوتا گلابى تعبير كند؟!

  • مى‌گويند: نه، مراد لقاء ائمّه عليهم‌ السّلام است. انسان خدا را نمى‌بيند، امام را مى‌تواند ببيند و به معرفت امام هم برسد؛ پس كسى كه به مقام لقاء امام رسيد، اين مراد لقاء خداست.

  • پاسخی دیگر به منكرين رؤیت خداوند ولقاء او

  • بايد جواب بدهيم كه: آقاجان! خود ائمّه عليهم السّلام مگر اين آيات را نمى‌خواندند؟! خود آنها مگر دنبال لقاء خدا نمى‌رفتند؟! پس اين آيات درباره خود آنها صادق نيست؟! و علاوه ائمّه عليهم‌السّلام كه معرفت آنها معرفت خداست، بعد از اين است كه آنها وجهُ الله شدند، اسم خدا شدند، راه را طىّ كردند، معرفت پيدا كردند، امام شدند، آن‌وقت ما مى‌گوييم: لقاء آنها لقاء خداست! پس آنها با ساير افراد مردم تفاوت دارند، پس بعد از اينكه آنها به مقام لقاء خدا رسيدند، وَجهُ الله شدند، يَدُ الله شدند، اذُنُ الله شدند، عَينُ الله شدند، اين عناوين بر آنها صادق است.

  • پس اين استدلالى كه شما مى‌كنيد بر عليه خودتان است؛ چون خواستيد مطلب را باطل كنيد، اثبات كرديد. اجمالًا مى‌گوييد كه: امام مى‌تواند به لقاء خدا برسد، همين براى ما كافيست، امام غير خداست، و مى‌تواند خدا را ببيند.

  • اگر شما درباره امام قبول كنيد و بگوييد: پيغمبر و امام مى‌توانند خدا را ببينند، اين براى ما كافيست؛ آن استدلال شما را پُر مى‌كند كه غير از پروردگار أحدى از ممكنات نمى‌تواند به مقام ملاقات خدا برسد؛ مگر امام و پيغمبر اينها واجب الوجودند؟! اينها ممكن الوجودند، منتهى در اثر تزكيه و تهذيب به حجاب أقرب رسيده‌اند و كشف سُبُحاتِ جلال بر آنها شد و مطلب را درك كردند. اگر اين مطلب را اجمالًا قبول كنيم، درباره همه افراد بشر بايد بدون استثناء اين امر را قبول كنيم؛ چون ائمّه و پيغمبران پيشوايانى بودند به راهى كه خودشان رفته بودند، و همه مردم را به دنبال خودشان دعوت كردند. گفتند: اى مردم دنبال ما بياييد! ما امام شما هستيم، ما پيشواى شما هستيم، يك راهى رفتيم و يك چيزى فهميديم؛ شما دنبال ما بياييد تا شما را بفهمانيم!