این مقاله به برسی حقیقت تجلی و اقسام آن و کیفیت انتساب ماسوی الله به خداوند متعال پرداخته است، برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از: حقیقت معنای تجلی و خلقت موجودات، تجلیات جمال وجلال و تقسیم به اعتبار قابل، اقسام تجلیات.
تجلّی و اقسام آن
5چقدر زيبا و عالى و واضح بيان مىكند: ﴿سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ* أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ﴾1
«ما البتّه به زودى آيات خودمان را در آفاق و در انفس به ايشان نشان مىدهيم، تا براى آنان روشن شود كه البتّه اوست حقّ. آيا پروردگار تو كافى نيست؟! كافى نيست كه او بر هر چيز، ناظر و حاضر و شاهد است؟! و يا در هر چيز مشهود است، آنان در لقاء پروردگارشان در شكّ و ترديد مىباشند، و آگاه باش كه او به هر چيزى محيط است.»
چون ضمير «أَنَّهُ» ظاهرا به خدا برمىگردد، و «شَهِيدٌ» يا به معناى شاهد و اسم فاعل، و يا بمعناى مشهود و اسم مفعول است، و على كلا التّقديرين، معناى آيه مىرساند كه در هر چيزى خدا مشهود است، و يا در هر چيزى خدا شاهد و حاضر است، پس اشياء، خدانما هستند، و بايد در آنها خدا را ديد، چون أشياء، هستى و خوديّتى جز به حقّ ندارند، و خوديّت و اصالت و استقلال آنها، وجود حضرت حقّ است سبحانه و تعالى.2
تجلیات جمال وجلال و تقسیم به اعتبار متعلق و قابل
پروردگار نور و قدرت و علم و حیاتش، سریان پیدا کرده و تمام این موجودات را گرفته و همۀ اینها ظهور او شدند. و بنابراین آن صفاتی که از پروردگار، این عالمِ وجود را پُر کرده ـ و اینها اسماء و کلمات او شدند، و حقایقی میباشند که آیاتِ دالّۀ بر ذاتِ او و بر صفات حُسنای او هستند، همه مظاهر آن اسماء و صفات هستند ـ اینها را جمال میگوییم.
صفات پروردگار را جمال میگوییم. جمال چیست؟ جمال: علم خداست، قدرت خداست، حیات خداست، وجود است که در این مظاهر و در این عوالم، سریان و جریان پیدا کرده است.
- . سوره فصّلت از آيه 53 و 54.
- . امام شناسى؛ ج5 ؛ ص74 الی 78.

