
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (1)
هدف در مکتب عرفان
این مقاله به برسی حقیقت عرفان و هدف و اهمیت آن در شناخت شهودی نسبت به پروردگار متعال و تفاوتهای آن با سایر عرفانهای کاذب با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : عرفان نیازِ فطری بشر، هدف در مکتب عرفان، گرایشات مختلف در مقابل مکتب عرفان، معنای لقاء خدا و فنای در ذات او، اختلاف مراتب اولیای الهی
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (1)
2أعوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيم
وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرينَ
وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى أعْدائِهِمْ أجْمَعينَ مِنَ الآنَ إلَى قِيامِ يَوْمِ الدّينِ
وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلّا بِاللَّهِ الْعَليِّ الْعَظيم
قالَ اللَّهُ الْحَكيمُ فى كِتابِهِ الْكَريم:
﴿قُلۡ إِنَّمَآ أَنَا۠ بَشَرٞ مِّثۡلُكُمۡ يُوحَىٰٓ إِلَيَّ أَنَّمَآ إِلَٰهُكُمۡ إِلَٰهٞ وَٰحِدٞ فَمَن كَانَ يَرۡجُواْ لِقَآءَ رَبِّهِۦ فَلۡيَعۡمَلۡ عَمَلٗا صَٰلِحٗا وَلَا يُشۡرِكۡ بِعِبَادَةِ رَبِّهِۦٓ أَحَدَۢا﴾1
«بگو - اى پيغمبر - كه اينست و غیر از اين نيست كه من بشرى مىباشم همانند شما كه به من وحى كرده مىشود كه: فقط معبود شما معبود واحد است! پس هر كس اميد ديدار و لقاى پروردگارش را داشته باشد، بايد حتماً كار نيكو انجام دهد و هيچ كس را با پروردگارش انباز و همتا قرار ندهد.»2
اميرالمؤمنين عليهالسّلام در در جواب سؤال ذعلب يمانى كه گفت: «اى اميرالمؤمنين! آيا تا به حال خدايت را ديدهاى؟» فرمود:
«لا تُدرِكُهُ العُيونُ بمُشاهَدة العِيان، ولكن تُدركهُ القلوبُ بحقائق الإيمان. قريبٌ مِن الأشياءِ غيرُ مُلابِسٍ، بعيدٌ منها غيرُ مُباينٍ، مُتكَلِّم لا بِرَويّةٍ، مُريدٌ لابِهمّةٍ، صانعٌ لا بِجارحةٍ، لَطيفٌ لا يوصَفُ بالخَفاء، كبيرٌ لا يوصف بالجَفاءِ، بَصيرٌ لا يوصفُ بالحاسّةِ، رحيمٌ لا يوصف بالرِّقّةِ. تَعنو الوُجوهُ لِعَظَمتِه و تَجلُ القلوبُ مِن مَخافتِه»3؛ حضرت حقّ متعال ذاتى است كه ديدگان با ديد ظاهرى خود آن را نمىنگرند، وليكن چشم باطن و رؤيت قلوب قادر است بهواسطۀ حقيقت ايمان او را بنگرد. او ذاتى است كه با همۀ اشياء قريب است امّا نه قرب مكانى، و از همه اشياء دور است امّا نه بعد و دورى جدايى، سخن مىگويد امّا نه به طريق متعارف بشرى، اراده مىكند نه از روى شوق و ميل و اهتمام به وصول به مقصد، مىآفريند نه با اعضاء و جوارح مادّى، لطيف است امّا نه آن لطفى كه از ديدگان مخفى باشد، بزرگ است ولى در عظمت به حدودِ غير تجاوز و تعدّى نمىكند، بيناست امّا نه با حواسّ ظاهرى، رحمت و عطوفت دارد ولى نه از روى رقّت قلب و غلبه احساس و دلسوزى. تمامى چهرهها در قبال عظمت او به خاك مىافتد، و همه دلها از ترس و خوف او به وحشت و اضطراب در مىآيد.4
- .سورۀ کهف (18)، آیۀ 110.
- الله شناسی، ج 1، ص 237.
- .نهج البلاغة (عبده)، ج 1، ص 16.
- .اسرار ملكوت، ج2، ص 169.
