
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (1)
هدف در مکتب عرفان
این مقاله به برسی حقیقت عرفان و هدف و اهمیت آن در شناخت شهودی نسبت به پروردگار متعال و تفاوتهای آن با سایر عرفانهای کاذب با استناد به آیات و روایات و سخنان بزرگان پرداخته است. برخی از مهم ترین عناوین این مقاله عبارتند از : عرفان نیازِ فطری بشر، هدف در مکتب عرفان، گرایشات مختلف در مقابل مکتب عرفان، معنای لقاء خدا و فنای در ذات او، اختلاف مراتب اولیای الهی
عرفان حق و باطل و تفاوت های آنها (1)
3عرفان نیازِ فطری بشر
حسّ دین دوستی و گرایش به عوالم غیب و کشف اسرار ماوراء طبیعت جزءِ غرائز افراد بشر است؛1 و میتوان این غریزه را ناشی از جاذبۀ حضرت ربّ وَدود دانست که عالم امکان، بالأخصّ انسان اشرف را به مقام اطلاق و نامتناهی خود میکشد. انسان در کمون ذات و سرشت خود حرکت بهسوی این کعبۀ مقصود و قبلۀ معبود را مییابد و به نیروی غریزی و فطری الهی بار سفر میبندد و با تمام شراشر وجود بدین صوب رهسپار میشود.2
خدای متعال با ودیعۀ صفات و غرائز ارزشمند و معنوی در فطرت انسان، راه او را بهسوی حقیقت و متابعت از حق و پیروی از منطق عقل در هر حادثه و موقعیّتی گشوده است، و جستجوی معرفت و حسّ یافتن کمال و وصول به عالم قدس و سکونت و اطمینان را در جَبِلّت3 و سرشت او قرار داده است؛ و هیچ عاملی را یارای آن نیست که بتواند با وسوسه و وسائل مختلف او را از پیروی عقل و فطرت باز دارد و این مسیر معرفت و تکامل را بر او مسدود نماید و او را از فیوضات و الطاف الهی محروم نماید. و اگر بهواسطۀ القای شبهات، چند صباحی دچار وسوسۀ نفس و انحراف در سیر گردیده باشد، روزی خواهد رسید که با نوای ملکوتی وجدان و فطرت از خواب غفلت بیدار شود و پرده از چهرۀ وسوسهانگیزان بردارد، و راه بهسوی حقیقت و عرفان الهی را با چشم باز و همّتی عالی و ثباتی متین بپیماید.4
هدف در مکتب عرفان
در راه عرفان مقصد فقط لقای خدا و فناء در ذات خدا و عرفان خدا است.5
مرحوم آیت الله حاج سیّد احمد کربلائی قدّس سره میفرمایند:
«پوشیده نباد بر طالب حق جلّ وعلا که علاوه بر اینکه سائر اشیاء و موجودات غیر از حضرت حق جلّ و علا در معرض فنا و زوال است و لهذا شایسته مطلوبیت نیست . ممکن بما هو ممکن را هیچ موجودی نافع و مفید نیست جز حضرت حقّ جلّ و علا چه هر آنچه فرض کنی غیر او، چون ممکن است، محتاج است من جمیع الجهات به حضرت او جلّ و علا …. و لهذا هیچ موجودی غیر از او نه در زمین و نه در آسمان و نه در دنیا و نه در آخرت شایستگی مطلوبیّت را برای شخص عاقل و دانا ندارد جز حضرت او جلّ و علا … لهذا شایسته برای عاقل چنانست که صرفِ نظر و همّت طلب از جمیع اشیاء غیر از او نموده و به مقتضای «قل الله ثمّ ذرهم» همّت طلب را منحصر در او نموده و او را بذاته و بنفسه [مخاطب] قرار داده، بگوید:
- . تعالیم اسلام ص 65 و 55:
چنان كه در عصر حاضر، اكثريت مردم روى زمين ديندارند و به خدايى كه جهان را آفريده معتقدند و آن را پرستش مىكنند.
بشر ديروزى نيز حال بشر امروزى را داشته است و تا جايى كه تاريخ نشان مىدهد، اكثريت افراد بشر ديندار بوده و خدايى براى جهان آفرينش اثبات مىكردهاند. اگر چه در ميان جامعههاى خداشناس و متدين، اختلاف نظر نيز وجود داشته است و هر قومى مبدأ آفرينش را با اوصاف مخصوص توصيف مىنمودهاند، ولى در اصل مطلب اتفاق كلمه داشتهاند و غير از اسلام ساير اديان هم مانند نصرانيت و يهوديت و مجوسيت و بودايىها، در اين باره هم عقيده و همداستاناند و كسانى كه منكر وجود صانع مىباشند، دليلى بر نفى ندارند و هرگز نخواهند داشت بلكه در حقيقت مىگويند دليل بر وجود صانع نداريم و نمىگويند دليل بر عدمش داريم.
مرد مادى مىگويد: «نمىدانم!» نمىگويد «نيست!» و به عبارت ديگر، يك نفر مادى «مردد» است نه «منكر»
خداى متعال در كلام خود به اين معنا اشاره نموده و مىفرمايد: ﴿وَ قٰالُوا مٰا هِيَ إِلاّٰ حَيٰاتُنَا اَلدُّنْيٰا نَمُوتُ وَ نَحْيٰا وَ مٰا يُهْلِكُنٰا إِلاَّ اَلدَّهْرُ وَ مٰا لَهُمْ بِذٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَظُنُّونَ﴾؛ گويند زندگى ما همين زندگى محسوس جهان است كه يكى مىميرد و ديگرى زنده مىشود و با مرور زمان از ميان مىرويم (ديگر پس پرده خبرى نيست) اين افراد به اين گفته خود يقين ندارند.
حتى در باستانىترين آثار كه از بشر نخستين كشف شده، نشانههايى از وجود دين و خداشناسى يافت مىشود و علائمى در دست است كه آنان به ماوراى طبيعت اعتقاد و ايمان داشتهاند.
و حتى در قارههاى تازه، مانند آمريكا و استراليا و جزائر دوردست قارۀ قديم كه در قرنهاى اخير كشف شدهاند، اهالى بومى خداشناس بوده و با اختلاف سليقهها مبدئى براى جهان آفرينش اثبات مىكردهاند، با اين كه تاريخ ارتباط آنان با دنياى قديم هرگز به دست نيامده است.
تأمل در اين مطلب كه اعتقاد به خدا هميشه در ميان بشر بوده روشن مىكند كه خداشناسى فطرى انسان است و بشر با فطرت خدادادى خود، خدايى براى آفرينش جهان اثبات مىكند. قرآن كريم به اين خاصيت فطرى انسان اشاره كرده مىفرمايد: ﴿وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اَللّٰهُ﴾؛اگر از آنان بپرسى چه كسى آنان را آفريده است؟ البته خواهند گفت: خدا. - .لب اللباب، ص 9.
- .فرهنگ فارسی عمید؛ سرشت، اصل، فطرت؛ سیرت.(مترجم).
- .حریم قدس، ص 41.
- .آیین رستگاری، ص 55.
- . تعالیم اسلام ص 65 و 55:
