اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

توضیحی بر وحدت وجود

مفهوم وحدت وجود وفرق آن با اتحاد وحلول

0

اهل عرفان می‌گویند: «در عالم وجود، غیر از خدا چیزی نیست.» یعنی وجود او چنان سیطره و احاطه در اثر وحدت حقّۀ حقیقیّه و صرفۀ خود دارد که هیچ موجودی در قبال او و در برابر او، عرض اندام ندارد؛ وجود اقدس حق، همۀ اشیاء را مندک و مضمحل و فانی نموده است و این معنا با حلول و اتحاد فرق دارد. حال این وحدت وجود چیست و توضیح آن چه می شود؟ وفرق آن با حلول واتّحاد چیست؟ وچرا عده ای به این عقیده اعتراض دارند؟

توضیحی بر وحدت وجود

2
  •  

  •  

  • بسم الله الرّحمن الرّحيم‌

  • الحدلله رب العالمین 

  • و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین

  • و لعنَةُ اللهِ على أعدائهِم اجمعین‌

  •  

  •  

  • ساده ترین عبارت در وحدت وجود

  • وحدت وجود اينست كه خداوند اصل و مبدأ در جهان است و هيچ موجودى از پيش خود موجود نشده است، اين ساده ترين عبارتى است كه مى توان گفت.1

  • فرق وحدت با اتحاد وحلول

  • وحدت به معنى اتّحاد و حلول ذات خالق با مخلوق نيست؛ وحدت به معنى عينيّت ذات لا يتناهى و ما لا اسم له و لا رسم له با اين وجودات متعيّنه كثيفه متقيّده و محدوده به هزاران عيب و علّت نيست‌.

  • وحدت به معنى استقلال ذات حقّ تعالى شأنه در وجود است كه با وجود اين استقلال و عزّت، هيچ موجود دگرى توان استقلال را نداشته و وجودش وجودى ظِلّى و تَبَعى است، همچون سايه شاخص كه به دنبال آن ميگردد. تمام موجودات وجودشان از حقّ است؛ همه آيه و نماينده مى‌باشند. بنابراين همه ظهورات او ميباشند و تجلّيات ذات أقدس وى.

  • امّا ظاهر از مَظْهر جدا نيست، و متجلِّى از متجلَّى فيه انفكاك نمى‌تواند داشته باشد؛ و گرنه ديگر ظهور و تجلّى نيست؛ آن وجودى است جدا و اين وجودى است جدا. در اينصورت عنوان مخلوق و ربط و رابطه برداشته ميشود و تمام كائنات مواليد خدا مى‌گردند، در حاليكه او {لَمْ يَلِدْ} است.2

  • عينيّت حقّ با اشياء، عينيّت ذات بسيط ما لا اسم له و لا رسم له با اشياء نيست؛ زيرا آن قابل وصف نيست و اين اشياء به وصف مى‌آيند. او تعيّن و حدّ ندارد؛ اينها همگى محدود و متعيّن هستند.

  • عينيّت به معنى عينيّت علّت با معلول، و خالق با فعل، و ظاهر با ظهور است. بدينمعنى كه: اگر فرض رفع حدود و تعيّنات شود، ديگر غير از وجود بَحْت و بسيط و مجرّد چيز ديگرى در ميان نمى‌ماند و نمى‌تواند در ميان بماند.

  • وحدت وجود به معنى تعلّق و ربط حقيقى- نه اعتبارى و توهّمى و خيالى- همه موجودات است با خالقشان، و در اينصورت ديگر فرض زنگار استقلال در موجودات بى معنى مى‌شود. همه با خدا مربوطاند؛ بلكه ربط صرف مى‌باشند. و خالق متعال كه حقيقت وجود و أصل الجودِ و الوُجود است با تمام اشياء معيّت دارد؛ نه معيّت 1+ 1 كه اين غلط است و عين شرك است؛ بلكه فى المَثَل مانند معيّت نفس ناطقه با بدن، و معيّت عقل و اراده با أفعال‌ صادره از انسان كه تحقيقاً در مفهوم و مفاد و معنى يكى نيستند؛ ولى از هم منفكّ و متمايز هم نمى‌باشند.3 

    1.  مجموعه پرسش و پاسخ، ص: 159
    2. صدر آيه 3، از سوره 112: التّوحيد
    3.  روح مجرد، ص: 373ـ 374