
توضیحی بر وحدت وجود
مفهوم وحدت وجود وفرق آن با اتحاد وحلول
اهل عرفان میگویند: «در عالم وجود، غیر از خدا چیزی نیست.» یعنی وجود او چنان سیطره و احاطه در اثر وحدت حقّۀ حقیقیّه و صرفۀ خود دارد که هیچ موجودی در قبال او و در برابر او، عرض اندام ندارد؛ وجود اقدس حق، همۀ اشیاء را مندک و مضمحل و فانی نموده است و این معنا با حلول و اتحاد فرق دارد. حال این وحدت وجود چیست و توضیح آن چه می شود؟ وفرق آن با حلول واتّحاد چیست؟ وچرا عده ای به این عقیده اعتراض دارند؟
توضیحی بر وحدت وجود
2بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحدلله رب العالمین
و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
و لعنَةُ اللهِ على أعدائهِم اجمعین
ساده ترین عبارت در وحدت وجود
وحدت وجود اينست كه خداوند اصل و مبدأ در جهان است و هيچ موجودى از پيش خود موجود نشده است، اين ساده ترين عبارتى است كه مى توان گفت.1
فرق وحدت با اتحاد وحلول
وحدت به معنى اتّحاد و حلول ذات خالق با مخلوق نيست؛ وحدت به معنى عينيّت ذات لا يتناهى و ما لا اسم له و لا رسم له با اين وجودات متعيّنه كثيفه متقيّده و محدوده به هزاران عيب و علّت نيست.
وحدت به معنى استقلال ذات حقّ تعالى شأنه در وجود است كه با وجود اين استقلال و عزّت، هيچ موجود دگرى توان استقلال را نداشته و وجودش وجودى ظِلّى و تَبَعى است، همچون سايه شاخص كه به دنبال آن ميگردد. تمام موجودات وجودشان از حقّ است؛ همه آيه و نماينده مىباشند. بنابراين همه ظهورات او ميباشند و تجلّيات ذات أقدس وى.
امّا ظاهر از مَظْهر جدا نيست، و متجلِّى از متجلَّى فيه انفكاك نمىتواند داشته باشد؛ و گرنه ديگر ظهور و تجلّى نيست؛ آن وجودى است جدا و اين وجودى است جدا. در اينصورت عنوان مخلوق و ربط و رابطه برداشته ميشود و تمام كائنات مواليد خدا مىگردند، در حاليكه او {لَمْ يَلِدْ} است.2
عينيّت حقّ با اشياء، عينيّت ذات بسيط ما لا اسم له و لا رسم له با اشياء نيست؛ زيرا آن قابل وصف نيست و اين اشياء به وصف مىآيند. او تعيّن و حدّ ندارد؛ اينها همگى محدود و متعيّن هستند.
عينيّت به معنى عينيّت علّت با معلول، و خالق با فعل، و ظاهر با ظهور است. بدينمعنى كه: اگر فرض رفع حدود و تعيّنات شود، ديگر غير از وجود بَحْت و بسيط و مجرّد چيز ديگرى در ميان نمىماند و نمىتواند در ميان بماند.
وحدت وجود به معنى تعلّق و ربط حقيقى- نه اعتبارى و توهّمى و خيالى- همه موجودات است با خالقشان، و در اينصورت ديگر فرض زنگار استقلال در موجودات بى معنى مىشود. همه با خدا مربوطاند؛ بلكه ربط صرف مىباشند. و خالق متعال كه حقيقت وجود و أصل الجودِ و الوُجود است با تمام اشياء معيّت دارد؛ نه معيّت 1+ 1 كه اين غلط است و عين شرك است؛ بلكه فى المَثَل مانند معيّت نفس ناطقه با بدن، و معيّت عقل و اراده با أفعال صادره از انسان كه تحقيقاً در مفهوم و مفاد و معنى يكى نيستند؛ ولى از هم منفكّ و متمايز هم نمىباشند.3
- مجموعه پرسش و پاسخ، ص: 159
- صدر آيه 3، از سوره 112: التّوحيد
- روح مجرد، ص: 373ـ 374
