اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ویژگیهای عارف کامل (1)

قسمت اول

0

إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مى‏تواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است‏؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيده‏اند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.

ویژگیهای عارف کامل (1)

10
  • لزوم مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك‌

  • بارى استاد سلوك بايد كاملًا به احوال و شرايط روحى سالك توجّه داشته باشد و دستورات سلوكى را براساس همان شرايط انتخاب كند؛ و در غير اين‌صورت يا به كمتر از آنچه كه بايد بپردازد دستور داده و در اين‌صورت استعداد او را خفه كرده و رشد او را متوقّف نموده و عمر او را تضييع كرده است و اين خود چه بسا موجب بروز صدمه و مفاسدى خواهد شد، و يا بيش از ظرفيّت و توان او بر او تحميل كرده كه خطرات و آفات در اين‌صورت بسيار جدّى‌تر و مصيبت‌بارتر است.1

  • شاخصه چهارم: انطباق كامل گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر

  • چهارمين خصوصيّت از خصوصيّات عارف كامل اين است كه فعل و گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت او با قوانين عالم ظاهر انطباق كامل داشته باشد؛ يعنى در حركات و رفتارش كمتر مسأله‌اى مشاهده شود كه با جريانات عادى و مسائل متعارف عمومى منافات داشته باشد. و اين بدين معنى نيست كه اصلًا در اطوار حيات او اين مسائل به چشم نخورد، بلكه اصل و اساس در طول حيات و زندگى او و ارتباط او با مسائل خارجى بر رعايت آداب و قواعد ظاهرى، همچون ساير افراد از مردم استوار باشد، و به هر ميزان اين مطلب در او قوى‌تر باشد، سعه و ظرفيّت بقاى او از ديگران بيشتر خواهد بود.

  • رفتار و كردار انسان كامل خارج از سلسله علل و اسباب نيست‌

  • و سرّ مسأله در اين است كه: وجود حضرت حق از مرتبه بساطت و صرافت محضه كه در عوالم مادون تنزّل مى‌يابد به تناسب همان مرتبه، آثار و خصوصيّات آن عالم را به خود مى‌گيرد؛ و چون مراتب وجود به حسب شدّت و ضعف و فعليّت و قوّه و مراتب تجرّد متفاوت است، آثار و لوازم آن، متناسب با خود آن مرتبه، با ديگر مراتب متفاوت خواهد شد؛ درحالى‌كه همه‌اين عوالم از نشآت اراده و مشيّت پروردگار است، و خواست و اراده حق بر كيفيّت و كمّيت آن تعلّق گرفته است و اين يك امر تكوينى است؛ يعنى قدرت و قوّتى كه در عالم جبروت مى‌باشد و آن هيمنه و سَطوَت و اقتدارى كه بر آن مرتبه حاكم است در عوالم مادون وجود ندارد، و خداى متعال براى هر مرتبه حكم خاصّ همان مرتبه را وضع كرده است.

    1.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 280.