إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مىتواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (1)
13اولياى خدا مشيّت الهى را همانطور كه هست اجرا مىكنند و از خود خواست و ميلى را به آن اضافه نمىكنند. عارف كامل كلّيه تدبير و اداره امور خود را دربست و تماماً به اراده حق تفويض مىنمايد و در هر مسأله نظر و وجهه او به خواست و مشيّت حقّ است. براى گشايش امور و رفع معضلات و صحّت و عافيت دعا مىكند، امّا دعايى كه بر محور عافيت و صلاح پروردگار است، نه بر محور خواست و ميل نفسانى خودش. بين دعاى او و دعاى ما فرق است؛ براى ما در مرتبه نخست نيّت و خواست ما مطرح است، و در ضمن هم براى خالى نبودن عريضه تصنّعاً و مجازاً مىگوييم: هر چه خواست تو باشد! امّا براى عارف در مرتبه اوّل خواست و اراده حق مطرح است، و در ضمن نيّت و ميل به آن مطلب در راستاى مشيّت حقّ مطرح مىشود. و اين است فرق بين عارف كامل و ساير افراد از هر دسته و گروه و هر درجه از درجات كمال.1
و محصّل مسأله اينكه: عارف كامل و ولىّ واصل هيچ هدف و انگيزهاى جز تطبيق امور خود و شاگرد بر اساس نزول اراده و مشيّت حضرت حق ندارد، و طابق النّعل بالنّعل عمل بر طبق همان سنّت جاريه الَهيّه را در حوادث و جريانات عالم طبع و دنيا خواستار است؛ به نحوى كه اگر چنانچه به اين مرحله از قدرت و قوّت و اشراف و سيطره نرسيده بود و همچون يك فرد عادى كوچه و بازارى كه هيچ قدرتى و ارادهاى بر تغيير مشيّت ظاهريّه پروردگار ندارد و صرفاً رفع حوائج و قضاى ضروريّات را در تهيّه و تنظيم علل و اسباب عادى و ظاهريّه آن جستجو مىكند، چطور عمل مىكرد، اكنون نيز به همان كيفيّت و همان طريقه عمل مىكند بدون ذرّهاى تمايل در تغيير و تبديل امور بر خلاف خواست و اراده حق.2
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 305.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 310.

