إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مىتواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (1)
4كلام اولياي الهي روح بخش وبهجت آور است
لذا انسان مشاهده مىكند كه كلام آنان داراى روح و حيات و نورانيّت و بهجت است، و شنيدن يا قرائت مطالب آنها اثرى عميق در نفس انسان باقى مىگذارد و با حقيقت و سرّ انسان نجوا مىكند و بر كالبد بىجان و مرده نفس، روح حيات و زندگى مىدمد و به انسان اميد مىبخشد. و اگر انسان حتّى چند بار آنها را مطالعه كند گويى تا بهحال آنها را نخوانده است، و هر بار مطلب جديد و افق تازهاى منكشف مىشود. 1
به عكس در مورد ساير افراد گرچه به مراتب عاليه علمى نيز ارتقا يافته باشند، تمام علوم و مدركات آنان صورى است، از اين كتاب و آن كتاب جمعآورى نمودهاند و در قواى ذخيره و ذاكره خود حفظ و ضبط نمودهاند، و منظور آنان صرفاً تجمّع مطالب و استفاده در مجامع و سخنرانىها و سمينارها و مجالس بحث و وعظ و درس و خطابه بوده است.2
شاخصه دوّم: گفتار انسان كامل فقط بر محور توحيد بوده و از آن تنازل نمىكند
دوّمين خصوصيّت در كيفيّت روش و گفتار اهل توحيد اين است كه: دعوت آنها و تبليغ و گفتوگو و معاشرت و صحبت با افراد بر اساس و محور توحيد است و از آن به ساير جهات و مراتب اسماء و صفات تنازل نمىكنند، و اين مسأله كاملًا طبيعى و مطابق با اصول مىباشد.
طبيعى است هر فرد در هر مرتبهاى از مراتب رشد و كمال بوده باشد طبعاً گفتار و كردار او حاكى از همان مرتبه و عكس العمل بروزات و ظهورات همان مرحله است. و از آنجا كه عارف كامل حقيقت را فقط در توحيد و معرفت شهودى حضرت حق يافته است و باقى مراتب را در اسماء و صفات مادون آن مرحله مىداند، طبيعتاً گفتار و عمل او تماماً سوق و ميل به آن سو و آن وجهه دارد و ابداً نمىخواهد از آن رتبه به ساير مراتبِ بروزات و ظهورات تنازل نمايد، و اين تنازل را هم براى خود و هم براى ديگران خسران و اتلافوقت مىپندارد. او وجودش همانطور كه مندكّ در ذات احديّت گشته است، آثار وجودى او نيز تماماً در همان راستا و بر همان محور چرخ مىزند و در تمام اطوار وجودى او توحيد تلألؤ و نورافشانى مىكند و او را به هيچ مرتبه مادونى معاوضه نمىكند و رضايت نمىدهد.3
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 162.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 163.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 165.

