إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مىتواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (1)
7نزد عارف رؤيت ظاهرى امام عليهالسّلام غايت مراد نيست
ديدن ظاهرى امام عليهالسّلام در مكتب عارف و اهل توحيد راهى ندارد. او دعوت به باطن و ولايت امام مىكند، و معرفت حقيقى امام عليهالسّلام، نه شناسنامهاى آن را تبليغ و ترويج مىدهد. اين همه رواياتى كه دلالت بر زيارت ائمّه عليهمالسّلام با معرفت و شناخت حقيقى آنان است به چه مقام و موقعيّتى هدايت مىكنند و دلالت مىنمايند؟ در اين رواياتى كه ميزان اجر و ثواب بر زيارت ائمّه عليهمالسّلام بر ميزان قرب و شناخت آنان مترتّب شده است، مگر غير از اين است كه ارزش زيارت امام براساس معرفت است؟1
نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات
اولياى الهى و عرفاى بالله پيوسته شاگردان خود را از توجّه به اين مسائل [كرامات و خوارق عادات] جدّاًبرحذر مىداشتند و ابتلا به اين امور را از خطرناكترين مخاطر و مهالك ارتقاى نفس و وصول به ذروه توحيد مىشمردند و دامى رها نايافتنى جهت سالكين و رهروان طريق به حساب مىآوردند. و پيوسته هشدار مىدادند كه انسان اصلًا و ابداً نبايد به اين مسائل توجّه كند و ذهن خود را به اين امور منعطف كند؛ زيرا همانطور كه عرض شد نفس آدمى به واسطه ابتعاد از حقايق و عالم معانى نسبت به اين امور برزخى و مثالى و صورى جاذبه و تعلّق بيشترى دارد، و تا در مرحله معرفت و فعليّت قوا به نقطه ثبات و ملكه نرسيده است بايد از تصوّر و تفكّر و كشش به اين امور جدّاً پرهيز نمايد، و خود را آزاد و رها در دامن اختيار و اراده حق بيندازد و صرفاً معرفت ذات پروردگار و لقاى او را طلب نمايد.2
بارى، انسان به هر مرتبهاى كه بسنده كند مادون لقاى حضرت حق، باز به نقطه اوج عروج نرسيده است، و از لذّت مناجات با محبوب باز مانده و ديدار كعبه مقصود براى او حاصل نشده است؛ و لذا در آيات كريمه قرآن، آخرين مرتبه سعادت و فلاح را لقاى پروردگار مىنامد.3
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 204.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 229 ـ 230.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 239.

