إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مىتواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (1)
8نهايت سعى ائمّه عليهمالسّلام اين بوده است كه افراد را به سمت توحيد بكشانند
آرى، چنانچه مرحوم والد - رضوان الله عليه - بارها و بارها مىفرمود:
تنها و آخرين مطلب و خواست ائمّه عليهمالسّلام اين بوده و هست كه افراد را به سمت توحيد بكشانند، نه به سمت خود؛ و از آن جامى كه حقّبراى خاصّه از برگزيدگانش مقرّر كرده است به كام مواليان و شيعيان خاصّه خود بچشانند.
اين است هدف از امامت اهلالبيت و قبول ولايت آنان؛ و البتّه هر كس به هر مقدار كه در اين مسأله همّت گماشت و زحمت كشيد و صبر نمود و بر أعباءِ تعهّد و مسئوليّت آن متحمّل گشت، به همان مقدار مأجور و مثاب خواهد بود، و از خوان بىدريغ الطاف آنان بهرهمند خواهد گشت.1
شاخصه سوّم: عارف كامل اشراف كلّى بر عالم وجود داشته، از خطاى در گفتار و كردار مصون است
سوّمين خصوصيّت عارف اين است كه: به واسطه اشراف كلّى و ولايى بر عالم وجود همه امور در نزد او حاضر و نسبت به نفوس و مصالح و مضارّ آن احاطه كلّى و حضورى دارد. و به مقتضاى اين مرتبه هر چه را كه براى هر فرد لازم و ضرورى است به او اعطا مىكند و از افراط و تفريط در دستورات و برنامههاى عملى به طور كلّى بركنار مىباشد.2
مرتبه عارف كامل، مرتبه ادراك كلّاست؛ يعنى تمامى اشياء در مقابل او حضور فعلى خواهند داشت و به واسطه علم حضورى عارف به اشياء، نفس وجود آنها در حضور و شهود او مىباشند، نه صرفاً صورت و عكس ماهوى آنها. و عارف با وجود خود بر همه آن موجودات اشراف خواهد داشت؛ و در اينصورت اشتباه ديگر معنا نخواهد داشت.3
دستورات استاد كامل دربرگيرنده مصالح سالك و برخاسته از متن واقع است
فرق عارف با غير او در اين است كه عصمت و مصونيّت از خطا و اشتباه در كلام و كردار او در حيطه روابط اجتماعى و مصالح فردى، الزامى است. گرچه ممكن است ولىّ خدا در قضايا و مسائل عادى و روزمرّه متعارف دچار خبط و خطا شود- چنانچه لازمه مقام جمعيّت كه بروز و ظهور صفات عادى بشرى است در او مشاهده شود و اختلاف بين او و مقام معصوم عليهالسّلام از حيث مقام ارشاد و تشريع و تبليغ در قالب تواضع و ادب به ساحت مقدّس حضرات معصومين عليهمالسّلام ابراز و اظهار گردد- ولى در آنجا كه پاى صلاح جامعه و يا مصالح واقعى فرد در ميان است و مسأله به صورت استشاره و يا دستورالعمل براى شخص در مىآيد، ولىّ خدا و عارف كامل قطعاً آنچه كه خير محض و صلاح حتمى و الزامى شخص مىباشد را بيان خواهد كرد، و امكان ندارد در اين مورد- حتّى در يك واقعه- كوچكترين خطا و اشتباهى از او سر زند، چه در مسائل اجتماعى و مملكتى و چه در مسائل و مصالح شخصى و فردى.4
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 253.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 257.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 266.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 266 ـ 267.

