إشراف عارف واصل بر مشاهدات خود به چه نحوی است؟ آیا فردى كه خود به حقايق توحيدى دست نيافته مىتواند بيانگر آن باشد؟ گفتار انسان كامل بر کدام محور اتکا دارد؟ آیا عارف كامل که اشراف كلّى بر عالم وجود دارد از خطاى در گفتار و كردار مصون است؟ نگاه اولیای الهی به کرامات و خوارق عادات به چه نحوی است؟ دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، چه صدماتى را به بار خواهد آورد؟ آیا گفتار و كيفيّت مشى و مرام و تربيت انسان كامل با قوانين عالم ظاهر انطباق دارد یا نه؟ مطابقت دستورات سلوكى استاد با شرايط روحى سالك چه لزومی دارد؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (1)
9عارف كامل مواضع درد و مرض را به خوبى و بالعيان مىشناسد و تشخيص مىدهد و با اشراف كامل داروى مختصّ آن را تجويز مىكند؛ در آنجا كه بايد با جمال و سرور و شوق و ابتهاج برخورد نمايد همان را انجام مىدهد، و در آنجا كه بايد با قهر و جلال و جبروت و مهميز و تنبيه وارد شود كوتاهى نمىكند. در تربيت عارف كامل، شاگرد نه مأيوس و دلسرد و پژمرده مىشود، و نه خودسر و لوس و نُنر و راكد و بىحركت و معجبِ به خود باقى مىماند. او با حركتى متين و استوار به سمت مقصد حركت مىنمايد و به كمال مىرسد.
مصالح انسان را بهتر و دقيقتر و روشنتر از خود انسان تشخيص مىدهد و آنچه را كه پيشنهاد مىكند عين حق و حاقّ واقع و متن نفس الأمر است.1
دستورات سلوكى افرادى كه به كمال مطلق نرسيدهاند، صدماتى را به بار خواهد آورد
با توجّه به اينكه نفس بشر قبل از وصول به مرتبه فعليّت عقلانى دائماً دستخوش احساسات و عواطف و اعتبارات است و تحوّل و تبدّل نفس با ورود حوادث و مسائل مختلفه امرى طبيعى و بديهى مىنمايد، بنابراين تنها نيرويى كه مىتواند انسان را از وقوع در مهالك و فتن باز دارد و طريق قويم و صراط مستقيم را به او بنماياند، همانا تفويض امر و تسليم امور به يك عقل منفصل و مربّى حكيم است. و اوست كه با اشراف بر جوانب امر، طريق صحيح و راه مستقيم را ارائه مىكند. و اگر اين مطلب مفقود باشد، تعبّد به يك فرد نادان و جاهل و غير متأهّل خطراتى به بار خواهد آورد كه صدها برابرِ خطراتِ بدون تعبّد و انقياد از آن فرد است. و اى كاش انسان در مرحله جهل بماند و در همان مرحله به قوا و استعدادات خود عمل نمايد، ولى خود را تسليم يك همچو فردى غير مسئول و غير متخصّص و غير متأهّل ننمايد، و حكم او را چون وحى منزل به ديده واقع ننگرد و تبعيّت از او را بر خود فرض و حتم نشمارد!2
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 269.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 275.

