اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ویژگیهای عارف کامل (2)

قسمت دوّم

0

: آیا عارف بالله اراده ای و تدبيری غیر از اراده و تدبير حضرت حق دارد یا نه؟ چه جور اختلاف در حالات و گفتار اوليا معنی کنیم؟ علّت عدم اشتباه عارف در امور اجتماعى و تربيتي چسیت؟ آیا در كلام و كردار عارف كامل شكّ و ترديد و احتياط راه دارد یا نه؟ چرا ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض احتياط می کردند؟ حقيقت احتياط در مكتب اولياى الهى و در ساير مكاتب چیست؟ آیا تجلّى و ظهورات عارف واصل، ظهور و تجلّى حضرت حق است‏ یا نه؟ تربیت سالک در اطاعت فرد غیر کامل امکان دارد یا نه؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.

ویژگیهای عارف کامل (2)

7
  • نفس عارف كامل مرآت و مظهر تجلّى ماسِوى الله است، و آنچه خداى متعال از اسماء كلّيه و صفات جماليّه و جلاليّه خود در عالم اعيان تنزّل داده و تعيّن نموده است نسخه اصلى آن در نفس انسان كامل منطبع و منقوش است. و عارف اشياء را نه به صورت و شكل و عكس آنها مشاهده مى‌كند، بلكه با نفس و حقيقت اشياء وحدت و عينيّت حاصل مى‌نمايد، و اين قسم از علم را علم حضورى مى‌نامند و آن بالاترين و عالى‌ترين مراتب علم است.1

  • بنابراين هر تغييرى كه در عالم كبير اتّفاق مى‌افتد آن تغيير در نفس انسان كامل است و او آن تغيير را در نفس خود مشاهده مى‌كند، نه اينكه به او علم حاصل مى‌كند به علم حصولى و اكتسابى و از خارج، بلكه خود آن شى‌ء را در نفس خود مشاهده مى‌كند؛ گويا خود، آن تغيير و تحوّل را انجام داده است.

  • و بدين جهت عارف هيچ‌گاه خارج از ذات خود چيزى را نمى‌جويد و از جايى براى كشف مجهولى واسطه نمى‌آورد و حيله نمى‌طلبد، بلكه در وجود خود به جستجو مى‌پردازد و هم مجهول و هم حلّ آن را از وجود خود مى‌طلبد؛ زيرا او حقيقت اسم عليم و قدير و حىّ شده است، و همه اسماء و صفات الَهيّه- چه كليّه و چه جزئيّه- از اين سه اسم نشأت مى‌گيرد. پس همه اسماء الَهيّه با همه محتويات آنها در نفس عارف مستقرّ شده است، و صورت نفسيّه او وزان صورت حضرت حق شده است، و همه تجلّيات ذات در نفس او متجلّى شده است.2

  • عارف در عين تعلّق به امور ربطيّه فقط مشيّت حقّ را تنفيذ مى‌كند

  • عارف در عين تعلّق به امور ربطيّه و انتسابيّه فقط مشيّت حقّ را تنفيذ مى‌كند لاغير. محبّت و انس با منتسبين به خود اعمّ از ارحام و خويشاوندان و اصدقاء، حتّى افراد عادى به يك ديد وسيع‌تر و سعه بيشتر به جاى خود، و انفاذ و تثبيت تقدير و خواست و مصلحت الهى بأىّ نحو كان و لو بلغ ما بلغ نيز به جاى خود، و لا يشغله شأنٌ عن شأنٍ فى طرفة عينٍ أبدًا.

    1.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 345.
    2.  اسرار ملکوت، ج 2، ص 347.