: آیا عارف بالله اراده ای و تدبيری غیر از اراده و تدبير حضرت حق دارد یا نه؟ چه جور اختلاف در حالات و گفتار اوليا معنی کنیم؟ علّت عدم اشتباه عارف در امور اجتماعى و تربيتي چسیت؟ آیا در كلام و كردار عارف كامل شكّ و ترديد و احتياط راه دارد یا نه؟ چرا ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض احتياط می کردند؟ حقيقت احتياط در مكتب اولياى الهى و در ساير مكاتب چیست؟ آیا تجلّى و ظهورات عارف واصل، ظهور و تجلّى حضرت حق است یا نه؟ تربیت سالک در اطاعت فرد غیر کامل امکان دارد یا نه؟ مقاله پیشرو سعی بر این می کند که جواب این پرسش ها را بطور مختصر و روشن دهد.
ویژگیهای عارف کامل (2)
9بنابراين در حقيقت ادراك حكم شرعى و تكليف الهى فرقى بين آن دو وجود ندارد؛ و از آنجا كه امام معصوم عليهالسّلام احتياط و شبهه و ترديد در فكر و عمل او اصلًا معنا ندارد، نتيجه مىگيريم كه اين مطلب در نفس عارف كامل نيز تحقيقاً منتفى مىباشد، و او به همان نحو و شكلى عمل مىكند كه امام عليهالسّلام عمل كرده است.1
احتياط ائمّه و اولياى دين در مسائل دماء و نفوس و أعراض
و از طرف ديگر، از آنجا كه احكام الهى در مراتب خود از حيث اهمّيت و لزوم و خطير بودن و سهل بودن و اهتمام و عدم آن داراى مراتب مختلفه مىباشند، و خود امام عليهالسّلام نيز در رعايت اين موارد داراى حالات و كردار متفاوت است، همين شيوه و عملكرد در حالات و اطوار عارف الهى به چشم مىخورد.
مثلًا شارع مقدّس در احكام طهارات و نجاسات و تا حدودى نيز در مأكل و مشرب قائل به تسهيل و سمحه است، و اين موضوع به خوبى از لسان روايات معلوم مىشود؛ و احكام ظاهريّه در اين باب، و اصول و قواعد طهارت و حِلّ، هم براى افراد عادى و هم براى شخص امام عليهالسّلام به يك نسق و يك وتيره جعل شده است. 2
امّا در موارد ديگر همچون مسائل مربوط به دماء و نفوس و أعراض، ما با شدّت اهتمام شارع در رعايت احتياط و توقّف در موارد مشتبهه برخورد مىكنيم، و از كيفيّت تعامل حضرات معصومين عليهمالسّلام با اين موارد به سرّ و لُبّ مسأله پىمىبريم؛ و اينكه در چه موردى بايد به سهل و روان بودن در آن ملتزم شد، و در چه موردى بايد با نهايت دقّت و وسواس در مسأله مواجه شد و زود در موردى حكم به امرى نداد.3
حقيقت احتياط در مكتب اولياى الهى و در ساير مكاتب
از اينجا روشن مىشود كه بين احتياط و توقّف عرفاى بالله و علماى ربّانى و بين احتياط ساير افراد تفاوت ما بين المشرق و المغرب است. احتياط در مكتب اولياى الهى ناشى از انكشاف حقيقت امر و وضوح مسأله است، نه ناشى از جهالت و عدم وصول به حكم. احتياط در منهج اولياى حقّ به جهت حسّاسيت و ظرافت و احتمال هلاكت موبقه است، و اين خود از ظهور حقيقت امر در اين موارد نشأت مىگيرد، و اين احتياط خود عين علم و ادراك و وصول به حاقّ واقع و حقيقت امر است و عين يقين به كُنه مسأله مىباشد.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 382 ـ 383.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 383.
- اسرار ملکوت، ج 2، ص 384.

