این مجموعه که برگرفته از آثار و بیانات حضرت علامه آیت الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و آیت الله حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی -قدس الله سرهما - میباشد، به تبیین ابعاد باطنی و اهمّیت فریضۀ حج در اسلام میپردازد. اثر حاضر، حج را فراتر از مجموعهای از اعمال ظاهری نگریسته و آن را سفری روحانی برای تزکیۀ نفس، فعلیت بخشیدن به استعدادهای متعالی روح و وصول به مراتب عالیۀ عبودیّت معرّفی میکند. اثر حاضر، با نگاهی دقیق، به نقد دیدگاههای سطحی و صرفاً فقهی نسبت به حج و شرایط آن، بهویژه مفهوم استطاعت، پرداخته و بر لزوم درک عمیق فلسفۀ اعمال و مناسک حج تأکید میورزد. در این مقاله، بهتفصیل راجع به اهمّیت خلوص نیّت، حضور قلب و انقطاع از تعلّقات دنیوی در طول سفر حج بحث شده است و حکایات و روایات متعدّدی در باب تأثیر شگرف این فریضه بر روح و جان آدمی، بهویژه در صورت التزام به آداب باطنی آن، نقل گردیده است. همچنین، به ارتباط وثیق میان حج و مسئلۀ ولایت اهلبیت علیهم السّلام اشاره شده و اذعان گردیده که حقیقت اعمال حج و قبولی آن، در گرو پیوند با مقام ولایت و عرضه نمودن آن بر امام زمان علیه السّلام است. این اثر با شرح اسرار و معانی نهفته در هر یک از مناسک حج، از احرام و تلبیه و طواف و سعی گرفته تا وقوف در عرفات و مشعر و منا، رمیِ جمرات و قربانی، خواننده را به درک عمیقتری از این سفر الهی رهنمون میسازد. علاوه بر این، به اهمیت همراه بردن کودکان در سفر حج و تأثیرات معنوی آن بر نفوس پاک ایشان توجه ویژهای شده است. این مقاله در نهایت بر لزوم حفظ حالات روحانی کسبشده در حج پس از بازگشت به وطن تأکید کرده و راه کارهایی برای استمرار آن ارائه میدهد. و همچنین هدف اصلی از حج را این می داند که زائران بیتالله الحرام صرفا به انجام ظاهری مناسک بسنده نکرده و به درک حقیقت و باطن حج و بهرهمندی کامل از فیوضات این عبادت عظیم نیز اهتمام ویژه ای داشته باشند.
نور ملکوت حج
83انتقاد بزرگان از سختگیریهای بیمورد در دین
آقا جان من! شما چرا دین خدا را عوض میکنید؟! چرا شریعت را وارد پیچوخم مینمایید؟! چرا مردم را از خدا میبُرید و به اعمالشان سوق میدهید؟! مگر دین رسولالله دین آسان و راحت نیست؟! مگر نفرمود:
بُعِثتُ علیٰ شَریعَةٍ سَمحَةٍ سَهلَةٍ؛1 «من بر شریعت بدون گیر و بند، و شریعت قابل إغماض و گذشت، و شریعت آسان مبعوث شدهام!»
مگر رسول خدا و ائمه نفرمودهاند:
هر چیز، به هر شکل و صورت و در هر زمان و مکان طاهر است، مگر آنوقت که علم یقینی به نجاست آن پیدا کنی!2
شما مطلب را واژگون نمودهاید و میگویید: همۀ چیزها نجس است تا ما علم یقینی به طهارت آن پیدا کنیم!
چرا دست از سر مردم بر نمیدارید؟! چرا مردم را با پیغمبرشان و با دین سهل و سَمحه و آسانشان رها نمیکنید؟! چرا راه توجه و انقطاع به خدا را میبندید؟! چرا بر روی باب مفتوح قفل میزنید؟!
لزوم توجه به خدا از میقات تا پایان اعمال و عدم نگاه استقلالی به اعمال
همۀ مردم حج میکنند، باید از میقات که احرام میبندند تا وقت تقصیر و قربانی که از احرام بیرون میآیند توجّهشان به خدا باشد. غیر از خدا نبینند و نشنوند، و ذهنشان یکلحظه از خدا منقطع نگردد. اعمال و رفتار را نباید به نظر استقلالی نظر کرد.3 تکالیفی است از طواف و نماز و غیرهما که طبعاً انجام داده میشود؛ و در تمام این اعمال باید منظور خدا باشد، نه عمل. باید فکر و اندیشه به خدا باشد نه به صحّت و بطلان عمل. این همان مجوسیّت محضه است که خداوند واحد را مختفی نموده و دو خدای عمل خوب و عمل بد را بجای آن نشانده است.4
این مردم بدبخت را شما از میقات تا خروج از احرام از خدا جدا میکنید! از وقت احرام در تشویش میاندازید که مبادا ترشّحی به بدنم، به احرامم برسد. مبادا شانهام از خانه منحرف شود. مبادا در حال طواف از مَطاف بیرون آیم. مبادا نمازم باطل باشد. مبادا طواف نِسائَم باطل آید و تا آخر عمر زن بر خانهام حرام باشد.
- النّاصریّات، ص 46:«رُویَ عن النّبیِّ (صلّی الله علَیه و آله و سلّم) أنّه قال: بُعِثتُ علَی الشّریعَةِ السَّمحَةِ السَّهلَة.»همچنین رجوع شود به الأمالی، شیخ طوسی، ص 528؛ مسند أحمد، ج 5، ص 266. با قدری اختلاف در مصادر.
- المُقنِع، شیخ صدوق، ص 15: «کلُّ شَیءٍ طاهرٌ إلّا ما عَلِمتَ (خ.ل: حتّیٰ تَعلَمَ) أنّه قَذِرٌ.»
- روح مجرّد، ص 501:«[مرحوم حداد رضوان الله علیه میفرمود:] مرحوم قاضی هر وقت به کربلا مشرّف میشد و در کلبۀ حقیر نزول اجلال میفرمود، علاوه بر آنکه چنان غرق دریای خروشان معارف بود معذلک گهگاهی از اشعار آبدار برای من میخواند. از جمله این اشعار را خواند:...
یا مَن بِمُحَیّاهُ جَلَی الکَونَ و زانَه *** العالَمُ فی الحَیرَةِ لا یُدرِکُ شانَهُ أخفاکَ ظُهورٌ لَکَ عَنهُم و أبانَه *** ای تیر غمت را دل عشّاق نشانه عالم به تو مشغول و تو غائب ز میانه *** ... إیّاکَ تَطَلَّبتُ و ذِکراکَ هَوَیتُ *** مِن کُلِّ حَدیثٍ بِأسانیدَ رَوَیتُ إن کان إلَی الکَعبَةِ و البَیتِ أتَیتُ *** مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه *** ... إن فی عَرَفاتٍ و مِناها جَسَدی دار *** أو مَشعَرِها ما لِسِواکَ خَلَدی دار مَن مِثلیَ مَن حَجَّ إلَی الکَعبَةِ و الدّار *** حاجی به ره کعبه و من طالب دیدار او خانه همی جوید و من صاحب خانه *** ... قد کَلَّ لِسانی صِفَةُ الدّارِ بِتَجرید *** فی فَضلِ صِفاتٍ و لقد طالَ بِتَحمید مِن مُقلَةِ قَلبی فَأرَی نورَکَ تَوحید *** چون در همهجا عکس رخ یار توان دید دیوانه منم من که روم خانه به خانه *** ... لا مَطلَبَ إلّا و بِأیدیکَ مُشَیَّد *** لا مُفضِلَ إلّا و بِنُعماکَ مُقَیَّد لا مُفضِلَ إیّاکَ و لا غَیرَکَ ذو الیَد *** هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید بلبل به نوا خوانی و قمری به ترانه *** ... لا مَطلَبَ لی غَیرُکَ لا وَ الَّذی یوجِد *** إن أُتهِمُ أو أُشئِمُ أو أُعرِقُ أُنجِد لِلفَوزِ إلیٰ وَصلِکَ یا مَن هو مُنجِد *** گه معتکف دیرم و گه ساکن مسجد *** از جمله ابیات مخمّسی است در استقبال غزل منسوب به هلالی یا خیالی که شیخ بهاءالدّین عاملی نیز در اشعار مشهورۀ خود به استقبال آن رفته است.یعنی که تو را میطلبم خانه به خانه *** »... - اسرار ملکوت، ج 2، ص 393:«عملی که از روی احتیاط و دو دلی انجام پذیرد فاقد جزم و یقین و استقرار نفس و ثبات قلب است، و چنین عملی از روح و جان و حقیقت عبادت خالی، و نصیبی نخواهد داشت؛ آن عملی موجب تأثیر در نفس و قلب است که از روی یقین و جزم صورت پذیرد، و انسان در هنگام انجام آن، اتّصال خود را با حضرت حق احساس کند، و ربط خود را وجدان کند و خواست و طلب و دعوت خداوند را با وجود خود و حضور خود مشاهده نماید، و این معنا با شکّ و تردید منافات دارد.»

