
چرا مراسم اربعین فقط اختصاص به سیدالشهداء علیه السلام دارد؟
هدف از این مقاله اثبات اختصاص مراسم اربعین به سیدالشهداء علیه السلام می باشد و با استفاده از منابع تاریخی و روایی و تمسّک به سنّت و سیرۀ اولیای دین، حضرات معصومین علیهم السّلام این مسئله به اثبات رسیده است برخی از مهم ترین عناوین آن عبارتند از: اربعین شعار شیعه، رسم غلط برگزاری مجالس هفتم و چهلم و سال برای متوفّا، ادله اختصاص اربعین به سیدالشهداء علیه السلام.
چرا مراسم اربعین فقط اختصاص به سیدالشهداء علیه السلام دارد؟
11بنابراین به مفاد آیۀ شریفه: ﴿رَبُّنَا ٱلَّذِيٓ أَعۡطَىٰ كُلَّ شَيۡءٍ خَلۡقَهُۥ ثُمَّ هَدَىٰ﴾1، خلقت انسان از آنجا که منبعث از حکمت بالغۀ پروردگار است، باید هدایت و تربیتش نیز بر همان اساس در یک میزان و معیار و نسق قرار گیرد تا در حصول نتیجه و وصول به غایت، تخالف و تضادّی حاصل نشود. و چون خلقت انسان در بهترین مرتبه و منزلت و تکوّن در عالم خلق واقع شده است، چنانکه فرمود: ﴿لَقَدۡ خَلَقۡنَا ٱلۡإِنسَٰنَ فِيٓ أَحۡسَنِ تَقۡوِيمٖ﴾2، بنابراین طبعاً احکام و تکالیف متشرّعۀ او نیز باید در بهترین مرتبه از مراتب تصوّر تکلیف قرار گیرد؛ منتها با این فرق که اصل تکوّن و نشئت او در بهترین موقعیّت متصوّره، بدون اختیار و انتخاب اوست، ولی احکام و قوانین منزَلۀ از ناحیۀ پروردگار در ظرف اختیار و انتخاب خود بشر جامۀ عمل میپوشد و او را از مرتبۀ استعداد به فعلیّت تامّه میرساند. و لهذا هیچ فرقی بین این دو جنبه و دو حیثیّت از جمیع جهاتْ وجود نخواهد داشت، الاّ از حیثیّت تکوین و حیثیّت تشریع؛ بهنحویکه شارع مقدّس اگر به مقدار ذرّهای اختیار بشر را در انتخاب فعلِ مرجوح جایز بشمارد، قطعاً این مسئله با غایت تکوّن و خلقت او منافات خواهد داشت.
بر این اساس، آن حکمی از ناحیۀ شارع ممضا و مرضیّ خواهد بود که صد در صد با خواست و ارادۀ شارع ـ بدون سر سوزنی اختلاف و دخالت مصالح و سلیقههای شخصی و دنیوی و نفسانی ـ مطابقت داشته باشد. و از آنجا که خواست و مشیّت شارع عیناً همان ملاکات و مصالح و مفاسد نفسالأمریّه میباشد، بنابراین وظیفه و تکلیف انسان آن است که دقیقاً اعمال و رفتارش را با ملاکات کلّیهای که از ناحیۀ شارعْ تبیین و تفسیر شده است منطبق نماید. طبیعتاً از آنجا که یک عمل واحد از نقطه نظر ابعاد مختلف، اغراض و حیثیّتهای متفاوتی ممکن است داشته باشد و در تحت ملاکات مختلفی میتواند قرار گیرد، باید در مقام ترجیح و تطبیق ملاکات کلّیه بر آن عمل خارجی، رعایت وجوه مرجّحه و قوّت و ضعف آنان را دقیقاً مورد توجّه قرار داد؛ و چه بسا یک فعل در تحت یک شرایطی با خصوصیّتهای ویژۀ خودْ مستحسن، و همان فعل در شرایط متفاوتْ قبیح باشد.
- سوره طه (٢٠) آیه ٥٠. الله شناسی، ج ٣، ص ٨٦، تعلیقه ١:
«موسی گفت: پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آن بهره از خلقت را که شایستگی آن را داشت عطا کرد و سپس آن را در راهی که باید برود راهنمایی نمود.» - سوره تین (٩٥) آیه ٤. معاد شناسی، ج ١، ص ١٤:
«انسان را در بهترین قوام وجودی و ماهُوِی و عالیترین طینت و سرشت و نیکوترین بنیاد و سازمان آفریدیم.»
- سوره طه (٢٠) آیه ٥٠. الله شناسی، ج ٣، ص ٨٦، تعلیقه ١:
