یکی از امور لازم در مسیر سیر و سلوک، داشتن رفیق راه و یار همراه است. این همسفران که دغدغه و اهداف مشترک با انسان دارند، هم باعث شوق به حرکت و ایجاد انگیزه و قدرت ادامه راه هستند و هم مایه آرامش روحی و طمانینه قلبی سالک اند. حال چرا باید برای طی مسیر سلوک، رفیق همراه داشته باشیم؟ این همراهی چه نتایجی برای انسان دارد؟ و معیار انتخاب رفیق سلوکی چیست؟
اهمیت رفیق سلوکی و معیار انتخاب آن
3تأثیر شگرف و اهمّیت رفیق طریق
اهمّیت و تأثیر شگرف رفیق آنقدر است که بزرگان فرمودهاند:
الرَّفیقَ ثُمَّ الطَّریق؛ «ابتدا رفیق طریق را جستجو نما، سپس پای مردی در راه خدا بگذار.»1
أمیرالمؤمنین علیه السّلام در نهج البلاغه میفرماید:
أعجَزُ النّاسِ مَن عَجَزَ عَن اکتِسابِ الإخوانِ و أعجَزُ مِنهُ مَن ضَیَّعَ مَن ظَفِرَ بِه مِنهُم؛
«ناتوانترین مردم کسی است که نتواند رفیق صالح و مناسبی برای خویش بهدست آورد، و بیچارهتر از او کسی است که پس از رفاقت با چنین رفیقی او را از دست بدهد.»2
رفیق باید انسان را فقط برای راه و سلوک الی الله بخواهد و هیچ مقصود و منظوری را ورای این مطلب در نظر نیاورد، و باید بداند اگر همراه با این منظور به سایر امور از قبیل مال، وجاهت، شهرت و کسب و پیشه و سایر امور دنیوی نظر داشته باشد، خداوند همان مقصود را وبال و موجب آبروریزی و ذلّت او خواهد نمود.
معیار انتخاب رفیق راه
سالک در انتخاب رفیق فقط باید خدا را در نظر داشته باشد، نه موقعیّتهای افراد را؛ زیرا اینگونه ارتباطات در شأن امور اجتماعی و روابط بین افراد عادی و دنیوی و مادّی است.
رفیق در ارتباط با پروردگار پیوسته رفقای خودش را همراه و همصحبت و همگام قرار میدهد، و اگر فیضی از جانب حق متوجّه او گردد به سایر افراد نیز ساری و جاری خواهد شد. دعا میکند، ولی در حقّ رفیقش مستجاب میگردد؛ زیارت میخواند، برای رفیقش ثواب زیارت مینویسند؛ صدقه میدهد، برای رفیقش نیز به حساب میآورند، و همینطور... .
البته با توجّه به مطالب ذکر شده، دیگر رفیق آن فرد نیست که اسم سالک بر خود نهاده و در مجالس و محافل به عنوان شاگرد و راهرو این مکتب خود را قلمداد کند؛ بلکه آن فردی است که پایبند به مبانی و موازین سیر و سلوک باشد و امتحان خود را در مواقف مختلف و شرایط گوناگون داده باشد و از ارتباط با انسان فقط و فقط خدا را در نظر داشته باشد.
- شیخ مفید در الاختصاص، ص ٣٣٦، این عبارت را از لقمان حکیم نقل نموده؛ لیکن در محاسن برقی، ج ٢، ص ٣٥٧؛ بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٢٦٧ از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل نمودهاند. (محقّق)
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٤٠.

